مقایسۀ ساخت نحوی و ترتیب خطی مقولههای تصریفی فعل در زبان فارسی از منظر صرف توزیعی
نویسندگان
1 دانشآموختۀ زبانشناسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
2 استادیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه ایران
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه ایران
doi
10.22126/jlw.2021.5904.1497چکیده
پژوهش توصیفی - تحلیلی حاضر، جایگاه نحوی و جایگاه خطی مقولههای تصریفی در ترکیبهای فعلی زبان فارسی را در چارچوب نظریۀ صرف توزیعیِ هله و مارانتز (1993) بررسی و مقایسه کرده است. ابتدا جایگاه سلسلهمراتبی نحوی مقولههای صرفی در زبان فارسی براساس آنچه طالقانی (2008) پیشنهاد کرده و جایگاه خطی آنها با استناد به روش پیشنهادی امبیک (2015) برای خطیشدن سازهها، درنظر گرفته شده است؛ سپس از رهگذر فرایندهای پسانحوی مانند «حرکت روبه پایین» و «جابهجایی موضعی» در چارچوب رویکرد صرف توزیعی، به تبیین آنها پرداخته شد. یافتههای پژوهش بیانگر عدم انطباق بین ساخت نحوی و ساخت خطی مقولههای تصریفی در ترکیبهای فعلی زبان فارسی است؛ همچنین در هر سه زمان گذشته، حال ساده و حال کامل و همچنین ترکیب فعلی با فعل وجهی، تکواژ «نفی» پس از بازنمونِ نحوی و پیش از درج واژه، «حرکت روبه پایین» به «فعل اصلی» و در برخی موارد به تکواژ «نمود» دارد. حرکت آن برای پیوستن به فعل اصلی از روی گرههای «زمان» و «نمود» و برای پیوستن به گره «نمود» از روی گره «زمان» است. بهطور کلّی تکواژ «نفی» نسبت به سایر تکواژها در دو ساخت نحوی و ساخت خطی از عدم انطباق بیشتری برخوردار است. این تکواژ در مرحلۀ پسانحوی برای پیوستن به «فعل اصلی» و در برخی موارد به «نمود» و «فعل کمکی» و سرانجام پیشوندشدن به آنها «حرکت روبه پایین» دارد.