از «کشف اسرار» تا «ولایت فقیه»: ثبات در اندیشۀ سیاسی امام خمینی (ره)

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

doi
10.22059/jstmt.2023.360367.1623
چکیده

نظریۀ ولایت فقیه یکی از مهم‌ترین ارکان اندیشۀ سیاسی امام خمینی (ره) برای رهبری جامعۀ اسلامی در عصر غیبت امام معصوم (ع) است. به‌علاوه ایشان، تنها فقیهی است که توانست بر مبنای این نظریه، حکومت اسلامی تشکیل بدهد و به آن به‌عنوان اولین تجربۀ حاکمیت فقیه بر جامعه نمود عینی ببخشد.  سوال اصلی مقالۀ حاضر این است که آیا اندیشۀ سیاسی امام خمینی از زمان انتشار کتاب کشف اسرار تا تدوین کتاب ولایت فقیه دچار تحول شده یا ثابت بوده است. برای پاسخ به این سؤال با بهره‌گیری از روش مقایسه‌ای، محتوای دو کتاب امام خمینی با عنوان کشف اسرار و ولایت فقیه تحلیل و بررسی شده‌ است.  فرضیۀ پژوهش براین‌اساس است که امام خمینی نظریۀ ولایت فقیه را در هر دو کتاب مذکور مطرح کرده است و مجتهد عادل را در عصر غیبت، جانشین امام معصوم با تمام اختیارات او می‌داند. بنابراین امام خمینی در زمان‌های مختلف براساس مقتضیات زمان و مکان – که از نظر ایشان دو عنصر کلیدی در اجتهاد است – ابعاد مختلف اندیشۀ سیاسی خود را مطرح کرده است، اما چارچوب اندیشۀ سیاسی امام خمینی از ابتدای نظریه‌پردازی تا پایان عمرشان ثابت بوده است.  چارچوب نظری حاکم بر اندیشۀ امام خمینی در هر دو کتاب، مبتنی‌بر دیدگاه تشیع در باب شیوۀ رفتار مؤمنان با حاکم جائر است که اصل اساسی در این مکتب، نفی همکاری با حاکم جائر است، مگر اینکه شرایط خاصی این همکاری را مجاز کند. این مبنا قادر است اندیشه و عمل سیاسی امام خمینی را در ادوار مختلف سیاسی ایشان از جمله شدت و ضعف رویکرد ایشان را نسبت‌به حکومت پهلوی تبیین کند.