بررسی تناسب زبان و محتوای شعر عرفانی عهد تیموری بر اساس نظریۀ تمثیل آگویناس (مطالعۀ موردی: ابزار بیان وحدت وجود در هفتاورنگ جامی)
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی دانشگاه بین المللی امام خمینی ره
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بین المللی امام خمینی
doi
چکیده
عرفان نوعی از شناخت فراحسی و فراعقلی و مسیر و طریقی در معرفت است که عارف با سیر و طی مراحل سلوک، صاحب دریافت و تجارب و معرفتی خاص میشود که انتقال حقیقت این تجارب، با زبان عبارت و معمول، غیرممکن است. عارف با استفاده از ابزارهایی ویژه، به ابداع زبان جدید میپردازد که آن را «زبان اشارت» میگویند. عرفان تعلیمی ایجاب می کند تا امور انتزاعی و مفاهیم متناقض نما در قالب حکایتها، قصهها، رمزها، تمثیل و دیگر گونه های زبان اشاری ملموس و محسوس شود که این کارکرد، سبب گسترش زبان عرفان بهویژه حکایت و تمثیل شد و عرفان از حیث زبان و محتوا تحول پذیرفت. تحول محتوایی و زبانی عرفان، کاهش جذبات، تلفیق شریعت و طریقت، رونق و تأثیر اندیشههای شیعی و مکتب ابنعربی در عرفان دورۀ تیموری برجسته و هویداست. این اثربخشی، عرفان ذوقی را به تعلیمی و زبان رمزی را به زبان تصویری و تعلیمی تبدیل کرد و آثار شعری جامی، از این منظر از شاهکارهای ادب تعلیمی دورۀ موردمطالعۀ این تحقیق محسوب میشوند. این مقاله با تکیه بر نظریۀ تمثیل به روش توصیفیـتحلیلی، به این نتیجه دست یافته است که شاخصترین ابزار بیان اشاری در این دوره، تمثیل است؛ زیرا حکایتهای تمثیلی با تمام ظرفیتها و ظرافتها، توان محسوس سازی امور معقول را دارند. برای محدودکردن دامنۀ تحقیق، به موضوع وحدت وجود و شاخهها و وابسته های آن در هفتاورنگ جامی بسنده کرده ایم.