مقایسه بازتاب استعاری زمان در دو گفتمان متون مطبوعاتی فارسی

نویسندگان

1 استاد گروه زبان‏ شناسی و زبان های خارجی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکتری زبان‌شناسی ، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

3 دانشیار، گروه زبان‌‏شناسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
10.22126/jlw.2020.5047.1411
چکیده

در پژوهش توصیفی ‌- ‌‌تحلیلی حاضر، در چارچوب کلی معنا‏شناسی ‌شناختی و با تأکید بر نظریه استعارۀ مفهومی لیکاف و جانسون (1980)، ضمن بهره‏گیری از روش نونز و سویتسر (2006) و منطق ریاضی، استعاره‌‏های حرکتی زمان در مقاله‏های سیاسی و اقتصادی روزنامه شرق مقایسه می‌‏شوند. اهداف پژوهش تعیین کارآیی نظریه یادشده، تعیین انواع استعاره‏ های حرکتی زمان و الگوی غالب در این متون، چگونگی توزیع و ساز و کارهای بیانی آن‏هاست. جامعة آماری شامل همة مقاله‏ های سیاسی و اقتصادی این روزنامه در سال (1396) و حجم نمونه شصت مقاله است. نتایج بیان­گر کارآیی نظریة شناختی مورد بحث بود؛ افزون بر این، مشخّص شد که استعارۀ حرکت زمان با بیشترین بسامد (72%)، الگوی غالب است و استعاره‏های حرکت ناظر (18%) و حرکت بی‏ناظر (9%) دیگر الگوهای موجود هستند. نگارندگان استعارۀ حرکت زمان و ناظر را که از کمترین بسامد (1%) برخوردار بود، الگو تلقّی نکردند. بین توزیع انواع استعاره‏ها در هر یک از متون سیاسی و اقتصادی اختلاف معناداری دیده نشد؛ امّا در کل داده‏ ها اختلاف معناداری بین استعارۀ حرکت زمان و استعاره‌های دیگر وجود داشت که می‏تواند نشانه‏ای از بنیادی‌‏تر و حیاتی‏ تربودن زمان نسبت به مکان در مسائل اقتصادی و سیاسی باشد؛ اگرچه در بیشتر استعاره ‏ها، مفاهیم زمانی با استفاده از مفاهیم مکانی بیان شده بودند.