ساختار موضوعی فعل حسی «دیدن» در زبان فارسی: رویکرد دستور ساختِ گلدبرگ
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان انگلیسی، واحد آباده، دانشگاه آزاد اسلامی، آباده، ایران
2 دانشجوی دکتری زبانشناسی، واحد آباده، دانشگاه آزاد اسلامی، آباده، ایران
3 استادیار گروه زبان انگلیسی، واحد آباده، دانشگاه آزاد اسلامی، آباده، ایران
doi
10.22126/jlw.2021.6250.1531چکیده
فعلهای حسی طبقۀ مهمی از افعال در زبانهای طبیعیاند که برای بیان رویدادهای حسی و ادراکی مربوط به انسان و سایر موجودات ذیشعور به کار میروند. مقالۀ حاضر به بررسی ساختار موضوعی مهمترین فعل حسی در زبان فارسی، یعنی «دیدن»، در چارچوب دستور ساخت شناختی گلدبرگ (1995، 2006) میپردازد. دادههای پژوهش شامل مجموعهای بیش از 500 جملۀ نوشتاری فارسی معیار است که از پیکرۀ همشهری استخراج شدهاند. نتایج پژوهش نشان میدهد که فاعل فعل «دیدن» از لحاظ معنایی نقش حسگر و مفعول آن نقش پدیده دارد که گاه بهصورت گروه اسمی و گاهی بهصورت بند پیرو ظاهر میشود. فعل «دیدن» از درجۀ بالایی از چندمعنایی برخوردار است و در این پژوهش 17 معنای مجزا برای آن کشف شده است که در هر یک از این معانی، ساختار موضوعی فعل از لحاظ ویژگیهای صوری یا معنایی مفعول ویا از لحاظ تعداد متممها متفاوت است. در نتیجه میتوان استدلال کرد که ساختار موضوعی فعل «دیدن» برخلاف دیدگاه رایج در رویکرد فرافکنگرا، وابسته به خود فعل نیست، بلکه وابسته به ساخت خاصی است که فعل در آن قرار میگیرد. این نتیجهگیری همسو با دیدگاهی است که در رویکرد ساختگرا اتخاذ میشود و ساخت را به خودی خود واجد صورت و معنای مستقل میداند.