تحلیل برخی از فرایندهای واجی در گویش اورامیِ شمال ایران در چارچوب واج‌شناسی زایشی و نظریۀ بهینگی (مطالعۀ موردی: گویش عبدالملکی)

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان‌شناسی همگانی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه دامغان، دامغان، ایران

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه دامغان، دامغان، ایران.

doi
10.22126/jlw.2020.5580.1467
چکیده

یکی از مهمترین گویش­های اورامی در خارج از جغرافیای اورامان، گویش عبدالملکی است که گویشوران آن در بخش ساحلی میانکاله شهرستان بهشهر سکونت دارند. این گویش به دلیل دور افتادن از خاستگاه خود یعنی اورامان لهون، تا حدودی با سایر گویش­های اورامی که اکنون در استان کرمانشاه رایج­اند، تفاوت دارد. هدف مقالۀ حاضر، آن است که پس از بررسی و توصیف ساختمان هجایی گویش عبدالملکی، برخی از فرایندهای واجیِ آن در واژه­های مشترک با فارسی معیار را مورد تحلیل قرار داده و قاعدۀ مخصوص هر یک را ارائه دهد. روش مطالعۀ حاضر، توصیفی- تحلیلی است و داده­ها در چارچوب واج­شناسی زایشی و نظریۀ بهینگی تحلیل شده­اند. برخی از مهم­ترین یافته­های این پژوهش از این قرارند: 1. ساختمان هجایی گویش عبدالملکی از هشت هجا تشکیل شده است؛ 2. در ابتدای هجا می­تواند خوشۀ همخوانی وجود داشته باشد؛ 3. فرایندهای واجیِ همگونی، ناهمگونی، حذف، درج، تضعیف و قلب در این گویش فعال است؛ 4. توالی دو همخوان /n/ و /d/ در گفتار به کار نمی­رود؛ 5. در تحلیل فرایند قلب، سه محدودیت linearity، SCL، و SSP دخیل­اند؛ 6. در فرایند تضعیف، محدودیت کم‌کوشی بر تمام محدودیت­ها اولویت دارد.