خاستگاه اجتماع انسانی از منظر علامه طباطبایی
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، مجتمع آموزش عالی شهید محلاتی.
2 استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی مجتمع آموزش عالی شهید محلاتی
doi
10.22059/jstmt.2023.358956.1609چکیده
مباحث اجتماعی و ناظر به جنبه های مختلف انسان با هویت جمعی در اندیشه و تتبعات و نوشتههای علامه طباطبایی جایگاه ویژهای دارد. ذهن ساختارمند این اندیشمند ممتاز اسلامی، موجب طرح و بحث از مبانی و ساختارهای ایجاد و حرکت اجتماع انسانی شده است؛ به گونهای که میتوان تفکر اجتماعی را یکی از نقاط ثقل اندیشه دینی ایشان به حساب آورد. پژوهش حاضر به روش توصیفی – تحلیلی، مبانی اندیشهای علامه طباطبایی در بحث از خاستگاه اجتماع انسانی و نوع ارتباط میان آنها را دنبال میکند. نتایج پژوهش نشان میدهد، سازوکار تشکیل جامعه بشری، منشا اجتماعی بودن، ایجاد محدودیت در آزادی فردی، تعاون و همکاری جمعی، تشریع قانون و تشکیل و تاسیس حکومت و شیوه حکمرانی، به عنوان مبانی و پیشفرضهای ساخت اجتماع انسانی در اندیشه علامه، رابطه منظومهوار داشته و به مثابه دانههای زنجیر به هم متصل، ریسمان محکمی در زمینه حدوث و بقای جامعه انسانی را شکل دادهاند. این نگاه ساختارمند به مباحث و مسائل اجتماعی، علامه را وارد اندیشه ورزی در حوزه زندگی اجتماعی نموده است. ایشان در اندیشههای اجتماعی، به ساخت جامعه از متن و درون و از پایین به بالا نظر دارد و هرم قدرت با وجود اهمیت، در اولویت دوم اندیشههای ایشان در مسائل اجتماعی و حکمرانی است.