تحلیل روان شناختی چند تمثیل هزل آمیز ازمثنوی معنوی مولوی
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان مشهد، پردیس شهید هاشمی نژاد
2 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند
doi
چکیده
یکی از مهمترین مسائلی که ذهن پژوهندگان و ناقدان مثنوی را به خود مشغول کرده، تمثیلهای هزلآمیزی است که بهویژه در برخی از آنها، به بیپرواترین شکلی به مستهجنگرایی پرداخته شده است. برخی مثنویپژوهان این موضوع را برنتافته و آن را با فضای معنوی متن ناسازگار یافتهاند و گروهی آن را با دلایل مختلفی توجیه کردهاند. در مقالۀ حاضر، پس از توضیح مختصری در باب هزل، سعی بر این است که به مسائلی از قبیل جایگاه هزل در سنت شعری و عصر مولوی، اتفاقی یا هدفمندبودن انتخاب اینگونه تمثیلها و سپس بررسی و تحلیل روانشناختی آن، پرداخته شود. نتایج تحقیق که به شیوۀ تحلیل محتوا انجام گرفته، بیانگر آن است که وجود اینگونه حکایتها، علاوه بر رعایت حال مستمعان و جنبۀ تعلیمی آنها، به گونهای که در مثنوی مطرح شده است، نهتنها برانگیزانندۀ مخاطبان نیست، بلکه زشتی آن را بیشتر مینمایاند و از دیدگاه روانشناسی، باعث کاهش تمایل به پلیدی میشود و در پایان، به چرایی چینش اینگونه تمثیلها که از دفتر چهارم به بعد بازتاب بیشتری دارد، پرداخته شده است.