تکامل داروینی و خداباوری کلاسیک: واکاوی قلمروشناختی و تز واقعیت دولایه
نویسندگان
doi
10.22096/ek.2026.2084434.1627چکیده
تعارض ظاهری میان نظریه تکامل داروینی و خداباوری سنتی از چالشهای اساسی حوزه علم و دین در دوران معاصر است. دو راه حل رایج برای این تعارض عبارتاند از: نخست، جنبش طراحی هوشمند که با رد برخی مکانیسمهای تکاملی، دخالت مستقیم الهی در سطح زیستشناسی را اثبات میکند؛ دوم، تکامل خداباورانهای که با پذیرش کامل مکانیسمهای تکاملی، الهیات کلاسیک را به سوی الهیات فرایندی اصلاح میکند. مقاله حاضر با روش توصیفی-تحلیلی-انتقادی، تقریر سومی را پیشنهاد میکند: سازگاری تکامل و خداباوری بدون نیاز به اصلاح الهیات کلاسیک. تز اصلی مقاله این است که ناسازگاری تکامل و خداباوری فقط در صورتی رخ میدهد که مفاهیم تصادف و کور بودن در نظریه تکامل بهمثابه نفی مطلق هر عاملی تفسیر شوند؛ اما اگر این مفاهیم را در قلمرو علمی محدود کنیم و آنها را صرفاً به معنای نفی عوامل قابل شناسایی تجربی بدانیم، سازگاری کامل با الهیات کلاسیک بهمثابه لایه بنیادین واقعیت حفظ میشود و نظریه تکامل نیز در قلمرو دانش تجربی و لایه مشاهدهپذیر ظاهری میماند و زیادهروی هستیشناسانه نمیکند. برای تقریب این موضع، مقاله با تمایز میان «زیادت تبیینی» و «زیادت هستیشناختی» نشان میدهد که تبیین علمی تکامل، خدا را نه بهعنوان علت اصلی تحقق هر نوع واقعیت، بلکه صرفاً در ردهٔ تبیینی در لایه پدیدارهای طبیعی، نادیده میانگارد؛ ریشههای چنین موضعی در برخی آثار متفکران مسلمان اشاره میشود تا روشن شود تز مذکور چندان نو و بدیع نیست و ریشه در تاریخ اندیشه دینی دارد.