بنیادهای «جهانوطنی» در اندیشه اسلامی از دیدگاه آیتالله مطهری
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) قم، ایران.
2 دانشیار، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم، ایران
doi
10.22059/jstmt.2023.336429.1496چکیده
جهانوطنی از موضوعات مهم در اندیشۀ سیاسی مغربزمین در سه دورۀ کلاسیک، مدرن و معاصر است که امروزه بهعنوان یکی از رویکردهای جهانیشدن، طرفداران جدی دارد. برخلاف جهانیشدن، آرمان اندیشۀ جهانوطنی، پردازش الگوهای اخلاقی جهانشمول یا تأسیس نهادهای سیاسی جهانی برای ایجاد حکومت جهانی است. با وجود این، جهانیشدن از موضوعات جدیدی است که در دهۀ 1990 و پس از شهادت آیتالله مطهری بسیار بررسی شد. از اینرو در آثار ایشان اشارۀ مستقیم به آن وجود ندارد، اما اندیشۀ ایشان ظرفیت مناسبی برای پردازش یک نظریه در باب جهانوطنی دارد. در دیدگاه آیتالله مطهری، چون جوامع انسانی مادهای واحد دارند، میتوانند از صورتی واحد نیز برخوردار شوند. از اینرو ایجاد «جامعۀ وحدانی انسانی» امکانپذیر است. این مقاله با استفاده از روش توصیف و تحلیل، بنیادهای جهانوطنی را بر پایۀ دیدگاه آیتالله مطهری تبیین میکند. جهانوطنی در دیدگاه آیتالله مطهری دارای سه بنیاد انسانشناختی، جامعهشناختی و جهانشناختی است. بنیاد انسانشناختی فطرت و تکامل جوهری انسان، بنیاد جامعهشناختی وجود مستقل جامعه و قانونمندی اجتماع و بنیاد جهانشناختی وحدت و انداموارگی جهان است. مطالعۀ جهانوطنی بر پایۀ دیدگاه متفکران مسلمان از آنرو ضرورت دارد که برخی اندیشمندان غربی، مسلمانان را به مطالعۀ میراث فکری فیلسوفان غرب بهمنظور همراهی با روندهای جهانی دعوت کردهاند. این مقاله با تبیین بنیادهای جهانوطنی و همچنین پیشنهاد مطالعه دربارۀ آثار و پیامدهای جهانوطنی، زمینۀ طرح یک نظریه در باب جهانوطنی را براساس آرای آیتالله مطهری فراهم میکند.