بنیان‌های هستی‌شناختی اندیشه اجتماعی امام موسی صدر

نویسندگان

1 دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

2 دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران

doi
10.22059/jstmt.2023.354192.1588
چکیده

مبانی هستی‌شناختی، تفسیری از جهان اجتماعی ارائه می‌دهند که دلالت‌های آن در لایه‌های بعدی فرهنگ، نحوۀ تعامل انسان با جامعه، هستی و خدا را شکل می‌دهد. امام موسی صدر از مهم‌ترین متفکران مسلمان معاصر است که کوشید صورت‌بندی‌ نویی از این مبانی هستی‌شناختی ارائه بدهد. در این پژوهش بنیان‌های هستی‌شناختی اندیشۀ اجتماعی او با روش تحلیلی-اسنادی بررسی شده است. او انسان را دارای چهار بعد می‌داند: بعد فردی ناظر به آزادی او، بعد اجتماعی در ارتباط با دیگر انسان‌ها، بعد دیگر به‌عنوان جزئی از جهان هستی و بعد الهی که ناظر به نقش خلافة‌اللهی انسان و سامان‌دهندۀ دیگر ابعاد است. از نظر او انسان در جایگاه خلافة‌اللهی تنها عنصر تحول‌آفرین در هستی و تاریخ است. انسان دارای فطرتی الهی است که عامل محرک او در زندگی محبت است. در نگاه صدر، خانواده واحد سازندۀ جامعه است. او جامعه را محصول تعامل و تبادل مادی و معنوی میان افراد و امت را حاصل اتحاد مردم در اندیشه و رسالت می‌داند. همچنین به برابری انسان‌ها در پیشگاه خدا و نفی تبعیض میان آن‌ها معتقد است؛ چرا که به سبب یگانگی خدا، همۀ مخلوقات از نظر وجودی برابرند. او وجه تمایز جوامع را در مطلق یا غیرمطلق‌بودن ارزش‌های آن‌ها می‌داند. به باور او امت‌ها نیز به‌نوعی تولد و مرگ دارند. جهان هستی نیز مخلوق و جلوه‌گاه صفات نیکوی خدا است، زنده و ذی‌شعور است و از همین‌رو بر حق و عدالت بنا شده است. نظام هستی قانونمند، هدفمند و تحت تأثیر وجود دائم و پیوستۀ خداوند است. شرور نیز اموری نسبی و سبب اختیار و رشد انسان هستند.