بررسی تصورات از خداوند در مثنوی بر مبنای استعارههای مفهومی مربوط به حق
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری ادبیات عرفانی دانشگاه بینالمللی امام خمینیِ قزوین
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی
3 دانش آموخته دکتری ادبیات عرفانی دانشگاه بینالمللی امام خمینیِ قزوین
doi
چکیده
هنرمندان بزرگ در مواردی از راه تشبیه مفهوم خداوند را بیان میکنند، این تصاویر میتوانند دربردارندۀ نگاه هنرمندِ متفکر نسبت به خداوند باشد. نظریۀ استعارههای مفهومی ابزار مناسبی برای بیرون کشیدن جنبههای پنهان این تصور و تصویر است. این پژوهش تلاش میکند استعارههای مفهومی به کار رفته دربارۀ حق را در مثنوی مورد بررسی قرار دهد؛ زیرا بررسی استعارههای مربوط به حق در مثنوی، از دقت نظر بیشتری برای یافتن تصویر و تصور حق در این اثر بهرهمند است و میتواند زوایای پنهان دیگری را از تصور خدا که در مثنوی متجلی شده است، برای ما روشن کند. ما برای رسیدن به نتایج منظمتر و روشنتر، از تقسیمبندی مصطفی ملکیان دربارۀ تصورات خداوند بهره گرفته و کوشیدهایم متشخص بودن و نامتشخص بودن آنها را نیز بررسی کنیم. روش کار به این صورت بوده است که پس از استخراج استعارههای جزئی و شبکۀ مربوط به آن، استعارههای مادر را پیدا کردهایم و سپس با تقسیمبندی ملکیان تطبیق دادهایم. این پژوهش نشان میدهد حق در مثنوی گاهی به صورت متشخص و گاهی نامتشخص آمده است. بیشتر تصویرهایی که مولوی از حق گزارش کرده، متشخص و انسانوار است. همچنین، مولوی از استعارههایی «دوگانه» نیز استفاده کرده است که به خدایی اشاره میکنند که از یک نظر انسانوار و از نظر دیگر ناانسانوار است.