برآورد ارتفاع تراز انجماد، ارتفاع خط تعادل، ارتفاع مرز پرمافراست و درصد برف-پوش در ارتفاعات سبلان و اثر آنها بر منابع آب

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه جغرافیای طبیعی، دانشکدة علوم جغرافیایی و برنامه ریزی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 عضو هیئت علمی گروه جغرافیای طبیعی، دانشکده علوم جغرافیایی و برنامه ریزی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

doi
10.22059/ijswr.2018.244213.667778
چکیده

ارتفاع تراز انجماد (FLH) ، ارتفاع مرز پرمافوراست (PEA) ، ارتفاع خط تعادل (ELA) و درصد برف­پوش (SC) ارتفاعات از مؤلفه‌های مؤثر و مهم در بررسی وضعیت اقلیمی منابع آبی محسوب می­گردد. برای محاسبة پارامتر­های فوق از نرخ افت ­دمای ­محیطی با افزایش ارتفاع (ELR) استفاده شد. به دلیل مشکلاتی که در استفاده از داده­های اقلیمی ایستگاه‌های زمینی محدوده مطالعاتی وجود داشت، از داده­های پایگاه رادیوسند شبکه­ای (GDAS) استفاده شد. این پایگاه داده دارای قدرت تفکیک و توزیع مکانی - زمانی مناسب­تری است. ابتدا داده­های خام در محیط برنامه­نویسی پایتون مورد پردازش و فرآوری قرار گرفت، سپس ELR در لایه پائینی تروپوسفر تا ارتفاع 6000 متری محاسبه و برای برآورد FLH در بازة زمانی 2008-2016 به کار گرفته شد. از تراز FLH و نرخ افت ELR برای محاسبة تراز PEA در ارتفاعات سبلان استفاده شد. نتایج در قالب نمودار، نقشه و جدول ارائه شد. وضعیت برف-پوش ارتفاعات سبلان در دورة آماری مشابه از تصاویر ماهواره­ای مادیس ترا و آکوا به دست آمد و در بازه­های زمانی ماه، فصل و متوسط سالانه تدوین و ارائه شد. سطوح SC و تراز FLH مورد بررسی، مقایسه و تحلیل قرار گرفت. موقعیت FLH همراه با تحلیل توزیع هیپسومتریکی ارتفاعات می‌تواند در تحلیل چشم­انداز منابع آبی و تعیین سناریوهای مدیریتی مورد استفاده قرار گیرد. مقایسة درصد SC و تراز FLH نشان داد که اختلاف این دو سطح در ماه‌های گرم و خشک افزایش و به سمت ماه‌های سرد و مرطوب­تر روند کاهشی دارد. تراز FLH زمستانه در ارتفاعات سبلان در طبقات ارتفاعی 1200 تا 1700، 1700 تا 2200 و 2200 تا 2700 متر به ترتیب چشم­انداز شرایط نرمال، نیمه­بحرانی و بحرانی سال آبی را نوید می­دهند که می­تواند در سیاست­گزاری  مدیریت منابع آب موثر باشد.