رویکرد گفتمانی فقهای شیعه به حق تعیین سرنوشت مردم با تأکید بر آرای میرزای نایینی و علامه جعفری

نویسندگان

1 استادیار گروه حقوق، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی، دانشگاه الزهراء، تهران، ایران.

2 استادیار گروه معارف اسلامی دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

3 استادیار گروه حقوق، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.

doi
10.22059/jstmt.2023.340400.1513
چکیده

با اینکه نظریه‌پردازان غربی، اصل تعیین سرنوشت را خوانشی از نظام‌های مبتنی بر اندیشه‌های لیبرال دموکراسی و پیش‌فرضی برای حقوق و آزادی‌های فردی تلقی می‌کنند، این اصل در سویۀ فکری علامه نایینی و علامه جعفری از وضع متفاوت تأسیسی برخوردار است. سنت فکری آن‌ها متأثر از گزاره‌های موضوعی فقه شیعی مبتنی بر اندیشه‌های درون‌فهم دینی است. از این‌رو، چنین سازوکاری هم در مبنا و هم در صورت، با نظریات سیاسی در غرب به طریق بنیادینی و موضوعی با تضاد مواجه است و ظرفیت‌های گفتمانی خاص خود را دارد. هدف پژوهش حاضر، بررسی حق تعیین سرنوشت مردم در پرتو حقوق اساسی و با رویکرد اجتهادی از منابع موضوعی و با درک فقاهتی و تتبع از تاریخ سیاسی اسلام در میان شیعیان است. سیرِ پژوهشی این مقاله کیفی و توصیفی-تحلیلی و با توجه به موضوع و ماهیت با پشتوانۀ اسناد، شیوۀ آن کتابخانه‌ای است. نتایج نشان می‌دهد علامه جعفری به‌لحاظ مبناشناسی، حاکمیت الهی را هستۀ اصلی مردم‌سالاری و از حیث صورت آن را از شقوق بااهمیت حیات معقول انسانی می‌داند.‌ حال آنکه فصل تعیین‌کننده و بالفعل آن به اعتقاد نایینی، حق انتخاب و دادن فرصت برای عموم یا جمهور مردم در تأیید مشروعیت حاکمیت است.