اثر افزایشی کربنات کلسیم و فسفات بر محتوای آنتراکینونی در ریشه روناس (Rubia tinctorum L.)

نویسندگان

1 استاد گروه زیست شناسی، دانشکده علوم پایه و فناوری های همگرا، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران

2 گروه زیست شناسی، دانشکده علوم پایه و فناوری های همگرا، دانشگاه آزاد اسلامی قم، ایران

3 گروه زیست شناسی ، دانشکده علوم پایه و فناوری های همگرا، واحد علوم وتحقیقات ،دانشگاه آزاداسلامی،تهران،ایران

4 دانشیار گروه علوم گیاهی، دانشکده علوم زیستی، دانشگاه خوارزمی تهران

doi
10.22092/ijmapr.2024.131441
چکیده

سابقه و هدف: روناس (Rubia tinctorum L.) گیاهی چندساله و علفی است که ریشه آن به‌عنوان مهم‌ترین بخش اقتصادی آن شناخته شده و غنی از مشتقات آنتراکینونی است. روناس گیاهی با مزیت‌های چندگانه دارویی، غذایی، رنگی و بهداشتی است. مطالعات دارویی اخیر نشان داده‌اند که آنتراکینون‌های ریشه روناس درجه خاصی از اثر مهاری انتخابی نسبت به سلول‌های سرطانی دارد. در این پژوهش با توجه ‌به محدودیت‌های آب ‌و خاک منطقه مورد آزمایش، استفاده از حاصلخیزکننده‌های زیست‌‌تخریب‌پذیر کربنات کلسیم و فسفات برای تولید روناس پیشنهاد گردید تا با توجه ‌به تغییر اقلیم و کمبود آب به‌عنوان خطرات جدی توسعه پایدار، ارزان ‌بودن تولید روناس و کاربرد چندگانه آن، کاشت و تولید این گیاه به‌‌ویژه در مناطق نیمه‌خشک انجام شود. مواد و روش‌ها: این پژوهش به‌صورت فاکتوریل با دو عامل و چهار تکرار در قالب طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی اجرا شد. عامل کربنات کلسیم در پنج سطح 0، 20، 50، 100 و 150 کیلوگرم بر هکتار و فسفات از منبع کود سوپر فسفات تریپل در چهار سطح 0، 50، 100 و 150 کیلوگرم بر هکتار تأمین شد. در شرایط مزرعه در اردکان یزد در هر کرت چهار در چهار متر، چهار ردیف بذر کاشته شد، دو ردیف کناری و دو گیاه از طرفین خطوط باقی مانده به‌عنوان اثر حاشیه‌ای حذف و بقیه گیاهان به‌عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شدند. هدایت الکتریکی آب آبیاری در طول دوره رشد اندازه‌گیرى و میانگین آن 11.6 دسی‌زیمنس بر مترمربع گزارش شد. کرت‌ها بلافاصله بعد از کاشت بذر، آبیاری شدند. چهار روز بعد دوباره آبیاری انجام گردید. بعد از آبیاری دوم، هر ۱۲ روز یک‌بار و در زمستان آبیاری ماهی یک‌بار انجام شد. در پاییز سال دوم و سوم نیز پای بوته‌ها، دوباره خاک همراه با تیمارهای مورد نظر داده شد. در زمستان سال سوم گیاهان روناس برداشت شدند. زیست‌توده وزن تر ریشه بلافاصله بعد از برداشت توزین شد. بعد از خشک کردن ریشه‌ها در دمای 104 درجه سانتی‌گراد، وزن خشک ریشه اندازه‌گیری شد. محتوای آنتراکینونی و پراکسید هیدروژن ریشه‌ها نیز به‌وسیله اسپکتروفتومتر انجام شد. نتایج: نتایج آنالیز واریانس دوعاملی داده‌ها نشان داد که اثر ساده و متقابل تیمارهای مختلف کربنات کلسیم و فسفات بر شاخص‌های عملکردی زیست‌توده، وزن تر ریشه، وزن خشک ‌ریشه، محتوای آنتراکینونی و پراکسید هیدروژن ریشه در این پژوهش در سطح احتمال 0.05 معنی‌دار بود. مقایسه میانگین‌ها نشان داد که بیشترین مقادیر زیست‌توده، وزن تر ریشه، وزن خشک ریشه، محتوای آنتراکینونی و پراکسید هیدروژن در تیمار توأم 20 کیلوگرم بر هکتار کربنات کلسیم و 100 کیلوگرم بر هکتار فسفات نسبت به شاهد مشاهده شد. کمترین مقدار شاخص‌های عملکردی مورد بررسی در این پژوهش در تیمار توأم 150 کیلوگرم بر هکتار کربنات کلسیم و 150 کیلوگرم بر هکتار فسفات نسبت به شاهد مشاهده شد. استفاده همزمان این دو کود روی یکدیگر اثر مکمل داشت، بدین ترتیب که کاربرد ۲۰ و ۵۰ کیلوگرم در هکتار کربنات کلسیم، همراه با ۱۰۰ کیلوگرم در هکتار فسفات اثر افزایشی بر محتوای آنتراکینونی و پراکسید هیدروژن ریشه روناس داشت. مقایسه میانگین‌ها نشان داد که در تیمار توأم 20 کیلوگرم بر هکتار کربنات کلسیم و 100 کیلوگرم بر هکتار فسفات نسبت به شاهد، بیشترین وزن تر ریشه با افزایش 71%، بیشترین وزن خشک ریشه با افزایش 91% و بیشترین محتوای آنتراکینونی با افزایش 142% مشاهده شد. مقایسه میانگین‌ها نشان داد که در تیمار توأم 50 کیلوگرم بر هکتار کربنات کلسیم و 100 کیلوگرم بر هکتار فسفات نسبت به شاهد، بیشترین مقدار شاخص زیست‌توده با افزایش 79% مشاهده شد. نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که شاخص‌های عملکردی وزن تر ریشه، وزن خشک ‌ریشه، محتوای آنتراکینونی و زیست‌توده روناس تحت ‌تأثیر تیمار توأم 20 کیلوگرم بر هکتار کربنات کلسیم و 100 کیلوگرم بر هکتار فسفات افزایش قابل‌توجهی داشتند. برای افزایش ترکیبات آنتراکینونی تحت ‌تأثیر محرک‌های محیطی خارجی زیست‌‌تخریب‌پذیر و ارزان‌‌قیمت در مناطقی مشابه شرایط اقلیمی مورد مطالعه در این پژوهش، کشت روناس با استفاده از حاصلخیزکننده‌های کربنات کلسیم و فسفات پیشنهاد می‌شود.