آیا اشتقاق در فارسی متعارف است؟

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد شاهرود، شاهرود، ایران

2 دکتری زبان‌شناسی، مدرّس دانشکدة پیراپزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران.

3 دانشجوی دکتری زبان‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد شاهرود، شاهرود، ایران

doi
10.22126/jlw.2020.5439.1451
چکیده

 نوشتار پیش رو بر آن است تا بر اساس معیارهای پنج‌گانة کوربت (2010)، متعارف‌بودگی فرایند اشتقاق و وندهای اشتقاقی در فارسی را از منظری رده‌شناختی واکاوی کند. بدین منظور تعداد (195) وند اشتقاقی به‌ مثابة داده‌ها‌ی پژوهش در نظر گرفته و معیارهای متعارف‌بودگی کوربت بر آن‌ها اعمال شد. نتایج پژوهش نشان می‌دهند که در مجموع،(68) وند اشتقاقی فارسی از مجموع (195) وند، معیارهای متعارف‌بودگی را به میزان یک درجه رعایت نکردند. تنها معیاری که از سوی این (68) وند رعایت نشد، معیار «تجزیه‌پذیری» بود. در این میان، نامتعارف‌ترین وند فارسی، پسوند –ale نسبت است که دو معیار تجزیه‌پذیری و شفافیت صوری را رعایت نکرده‌ است؛ از این رو می‌توان چنین نتیجه گرفت که (34%) وندهای اشتقاقی فارسی، به میزان یک درجه از متعارف‌بودگی فاصله دارند. نظام اشتقاق فارسی اگر به طور کامل متعارف می‌بود، باید (975) امتیاز از پنج معیار متعارف‌بودگی کسب می‌کرد، امّا با احتساب (71) عدم امتیازگیری، (904) امتیاز کسب کرده‌ است، یعنی به میزان (29/7%) از متعارف‌بودگی فاصله گرفته ‌است؛ یا به عبارت دیگر به میزان حدود (93%) متعارف است. این میزان از متعارف­بودگی نشان می‌دهد نظام اشتقاق فارسی، با وجود وندهای غیر زایای خود، به نمونة متعارف این نظام در میان زبان‌های دنیا بسیار نزدیک است.