واکنش نخل خرما به اجرای سیستم آبیاری قطرهای سطحی و زیر سطحی
نویسندگان
1 دانشیار پژوهش، موسسه تحقیقات فنی و مهندسی کشاورزی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران
2 استادیار پژوهش، بخش تحقیقات فنی و مهندسی کشاورزی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، اهواز، ایران
doi
10.22059/ijswr.2017.236002.667707چکیده
محدودیت آب یکی از مهمترین عوامل بازدارنده تولید محصولات زراعی به شمار میرود، لذا استفاده از روشهای آبیاری تحتفشار با هدف بهرهبرداری بهینه از منابع آب امری اجتنابناپذیر است. این آزمایش در ایستگاه تحقیقات کشاورزی بهبهان طی سه سال زراعی (1392-1395) در قالب طرح آماری بلوکهای کامل تصادفی به صورت کرتهای یکبار خردشده با سه تکرار اجرا گردید. مقدار آب مصرفی در روش آبیاری قطرهای زیرسطحی در سه ســطح 75، 100 و 125 درصد نیاز آبی و یک سطح در آبیاری قطرهای سطحی با 100 درصد نیاز آبی در کرتهای اصلی و دو رقم نخل خرمای خاصی و زاهدی در کرتهای فرعی مقایسه گردید. با استفاده از آمار روزانهی ایستگاه هواشناسی بهبهان، تبخیر- تعرق گیاه بهصورت روزانه بر اساس مدل پنمن – مانتیث محاسبه شد. نتایج تجزیه واریانس مرکب نشان داد بین سطوح مختلف آبیاری از نظر شاخص کارایی مصرف آب اختلاف معنیدار در سطح 5 درصد وجود داشت. بهطوریکه مقایسه میانگینها نشان داد تیمار 75 درصد نیاز آبی با تولید 698/0 کیلوگرم خرما به ازای مصرف یک مترمکعب آب، بیشترین کارایی مصرف آب را به خود اختصاص داد و بهتنهایی در ردهی نخست قرار گرفت. مقایسه میانگین اثرات متقابل نشان داد تیمار 75 درصد نیاز آبی در رقم زاهدی با تولید 744/0 کیلوگرم در ازای مصرف یک مترمکعب آب برتر بود. تیمار 75 درصد نیاز آبی موجب صرفهجویی در مصرف آب شده است. بهطوری که استفاده از تیمار آبیاری قطرهای زیرسطحی موجب کاهش مصرف آبی معادل 6/2509، 2/5019 و 3/2630 مترمکعب در هکتار بهترتیب در مقایسه با تیمارهای 100 و 125 درصد نیاز آبی در قطرهای زیرسطحی و تیمار قطرهای سطحی شده است. نتایج تجزیه واریانس مرکب نشان داد که در صفت حجم، اثرات سطوح آبیاری و رقم در سطح 5 درصد معنیدار شد ولی اثرات متقابل آبیاری و رقم معنیدار نشد. در صفت سفتی بافت، تیمار 75 درصد نیاز آبی با سفتی 3/11 نیوتن بر مترمربع در جایگاه نخست قرار گرفت. نتایج نشان داد کاربرد روش آبیاری قطرهای زیرسطحی بر روی نخیلات محدودیت نداشته و موجب کاهش آب کاربردی بدون تأثیر معنیدار بر عملکرد شده است.