روابط غیر کلامی در غزلیات شمس

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه ارومیه

2 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ارومیه

doi
چکیده

زبان بدن به معنای عبور از کلام و ایجاد ارتباط از طریق عناصر غیرکلامی یا زبان خاموش است. این زبان مجموعۀ وسیعی از رفتارها و پدیده‌های اشاری و حرکتی را شامل می­گردد. انسان­ها می­توانند نیّت واقعی خود را در پسِ واژه­ها پنهان کنند، ولی قادر به نهان داشتن زبان بدن نیستند. یکی از ویژگی­های تجربه‌های عرفانی «بیان­ناپذیری» زبانی این تجربه­ها است که آنچه را زبان عارف از بیانش ناتوان است با زبان بدن (حالات و رفتارهای خویش) بیان می­کند. غزلیات شمس که اوج غزل عرفانی زبان فارسی است، از نظر علوم ارتباطات نیز امتیازات فراوان دارد. نگارندگان در این مقاله سعی کرده­اند با روش توصیفی - تحلیلی و با نگاهی نو و میان‌رشته­ای غزلیات شمس را از منظر علوم ارتباطات، به ویژه ارتباطات غیرکلامی، تحلیل کنند و نشان دهند که مولوی از انواع ارتباطات غیرکلامی بهره گرفته­است. به همین سبب غزلیاتی پرشور، زیبا و تصویری سروده است. انواع رفتارهای غیرکلامی مثلِ حرکات و اشارات بدن، زمان، مکان، مصنوعات، پیرازبان، موسیقی، رفتارهای چهره و تماس­های بدنی مورد تحلیل قرارگرفته و طبقه­بندی و رمزگشایی شده‌اند. نتایجِ پژوهش نشان می­دهد که ارتباطات غیرکلامی درغزلیات شمس بیشتر جانشین ارتباط کلامی شده­اند؛ امّا در مواردی، پیام­های کلامی را مورد تأکید بیشتر قرار داده اند یا رفتارهای کلامی را کنترل و سازماندهی می­کنند که ظرفیّت نمایشی و تصویری غزلیات را بالا ­برده است. بدین ترتیب مشخص می­شود که زبان بدن یک زبان رمزی و بی­سر و صداست که بیشتر کارکردهای جانشینی، مکّمل بودن و تأکید کردن را درکنار گفت‌وگوهای کلامی در غزلیات شمس دارد. واژگان کلیدی: مولوی، ارتباط غیر کلامی، زبان بدن، غزلیات شمس، رمزگشایی.