تحلیل کارکردهای زبان بدن در مثنوی جمشید وخورشید
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزادشهر، آزادشهر، ایران
2 مربی دروس عمومی دانشگاه علوم پزشکی آبادان، ایران
doi
چکیده
زبان بدن تکنیکی ارتباطی به شمار میرود که انسانها از آن برای بیان احساسات و دلالتهای مختلف بهره میگیرند. زبان بدن ترجمان حالات و اندیشههای آدمی است که امروزه برای روانشناسان وجامعه شناسان - به دلیل اهمیّت آنها در انتقال معنا و تنظیم روابط بینافردی - جایگاه ویژهای دارد که شاملِ هنر استفاده از حرکات بدن، آواها و حالت چهره، پوشش، مکان و زمان در جریان برقراری ارتباط با مخاطب است. میتوان گفت ارزش تحلیلهای این نشانههای غیرکلامی که بخشی قدمت چندین هزارساله دارد، در بازشناسی فرهنگی و اجتماعی و حتی زیباشناسی متون بیشتراست. بیگمان مثنوی جمشید وخورشید که سلمان ساوجی آن را درسال 763 به نام سلطان اویس به پایان برده است، نمایندۀ فرهنگ، تمدن و تفکر ایرانی است. از این رو، این مقاله درصدد پاسخگویی به این سؤال است که آیا کارکرد هر یک از اجزای بدن در این اثر، همواره به دلالتی ثابت و پایدار به یک مقوله محدود میشود یا در بافتهای گوناگون متفاوت است؟ روش این مقاله براساس ماهیّت و روش به شیوۀ (تحلیلی - توصیفی) محتوا است. هدف از این مقاله نیز نمایان ساختن خاصیّت اهمیّت و کارکرد ارتباطا ت غیرکلامی در مثنوی جمشید و خورشید است. در واقع این دو ساحت ارتباطی، دو وجه جداییناپذیر در انتقال معنا، مفاهیم و عواطف شخصیّتها به شمار میروند.