غربزدگی جلال آلاحمد نقدی بر مدرنیسم سطحی و مدرنیزاسیون وابسته عصر پهلوی
نویسندگان
1 استادیار/ دانشگاه آزاد اسلامی
2 گروه علوم سیاسی،واحد رباط کریم،دانشگاه آزاد اسلامی،تهران، ایران
doi
10.22059/jstmt.2022.329585.1481چکیده
نقدهای رادیکال آلاحمد به مفهوم غربزدگی به دلیل اقبال گسترده اقشار مختلف جامعه ایرانی در زمان مطرحشدن نقش مهمی به جهتگیریهای فکری و سیاسی جامعه ایران داشت. آلاحمد وضعیت آشفته حاکم بر جامعه را که در فرایند نوسازی پرتناقض زمانهاش را نقد میکند و در این مسیر تلاش دارد آگاهیبخش و هشداردهنده باشد. در این پژوهش تلاش شده تا با روش تحلیل دادهها زمینههای اجتماعی و فرهنگی شکلگیری مفهوم غربزدگی در اندیشه آلاحمد موردتوجه قرار گیرد. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که او نقدهای قابلتوجهی به مدرنیزاسیون وابسته و مدرنیسم سطحی عصر پهلوی مطرح کرد؛ اگرچه در طرح یک ایده جایگزین برای برونرفت از وضعیت غربزدگی ناتوان بود و در نهایت با ارائه راهکارهای سیاسی برای تقویت مذهب و روحانیت بهعنوان یک نیروی اجتماعی سنتی زمینهساز شکلگیری نوعی غربستیزی سیاسی برآمده از تجددستیزی فرهنگی شد. نقدهای وی به دلیل ضعف نظری و آشنایی سطحی با تمدن مدرن از سطح نقد وابستگی سیاسی و اقتصادی و ظواهر فرهنگی فراتر نمیرود و نمیتواند سیمایی دقیق و روشنی از وضعیت تمدنی جامعه ایران ترسیم کند.