شالودهشکنی داستان زرگر و سیّاح کلیله و دمنه
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی
2 دانشآموختۀ کارشناسی ارشد، دانشگاه رازی
doi
چکیده
شالودهشکنی خوانش داستان بر مبنای نشانههای درونمتنی و بافت موقعیّتی و جنبههای فرهنگی - اجتماعی است که با واسازی ساختارها معانی جنبی و نهفتۀ متن را کشف میکند؛ زیرا ممکن است نویسنده معانیای را به حاشیه براند یا حذف کند و تغییر دهد. شالودهشکنی اعتبار یکسان معانی (حاضر و غایب) و برتری نداشتن آنها را بر یکدیگر نشان میدهد. در این جستار توصیفی - تحلیلی به بررسی داستان زرگر و سیّاح (باب الصائغ و السیّاح) کلیله و دمنه پرداخته شده و در آن کوشیدهایم قابلیّت واسازی و شالودهشکنی این داستان را در لفظ و ساختار و معنا نشان دهیم و راستی اندیشۀ دریدا را در مورد متن ادبی فارسی بیازماییم تا به این شکل نشان دهیم که علاوه بر متن نوشته شده، معانی دیگری در پیش و پس این متن وجود دارد که آن را به متن باز تبدیل کرده است. یافتهها نشان میدهد که نشانهها در حوزۀ ساخت و لفظ با شکل قصه در قصه، تمثیل، ابهام، استناد به آیات و روایات، ارسالالمثل، عبارتبندی افراطی، واژگان متضاد و تقابلهای دوگانه، تفاوتهای کنشی و کارکردی، معانی پنهانی چون نگرش دینی، غلبۀ ارباب - رعیتی و... از متن را آشکار میکنند و در حوزۀ معنایی، دلالتهای شمایلی و... به معانی و اندیشههای حاشیهای مؤلّف مثل شناخت خود از طریق شناخت دیگری، تقابل فقر و ثروت، توجّه ویژه به معنا، گرامیداشت حیوانات و ریاضت، رابطۀ سودمند ایرانیان و هندیان راه میگشایند و با این کار، متن کلیله و دمنه را از یک متن بسته به یک متن باز و خوانا تبدیل میکنند.