ارزیابی دیدگاه فلبر و لانگاکر در طبقه‌بندی مفهومی واژه‌های محتوایی فرهنگ لغت‌‌ معین

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران ‌جنوب، تهران، ایران.

2 استادیار زبان‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکز، تهران، ایران.

3 دانشیار زبان‌شناسی، دانشگاه تهران، دانشکده زبان‌ها و ادبیات خارجی، تهران‌، ایران.

doi
10.22126/jlw.2020.5589.1469
چکیده

طبقه‌بندی واژه‌ها به‌منظور ‌ساماندهی و دسترسی‌ آسان ‌به ابعاد مختلف آن­ها و همچنین تجمیع ‌‌اطّلاعات، از موضوعاتی است که از دیرباز در حوزۀ مفهوم‌شناسی و اصطلاح‌شناسی مورد توجّه‌ پژوهش­گران‌ بوده است. پژوهش حاضر دو هدف عمده دارد. هدف اوّل این است که براساس دو رویکرد مفهومی ‌‌فلبر (1984) و ‌لانگاکر (2008 و 2013) منتخبی از واژه‌های محتوایی فرهنگ ‌لغت معین را به طبقه‌بندیِ معنایی کند تا کارایی این دو رویکرد در طبقه‌بندی واژه‌های عمومی این فرهنگ ‌لغت و نیز امکان تلفیق دو رویکرد و دستیابی به انگاره‌ای ‌جامع‌تر را بررسی کند. هدف دوم این است که با مفهوم‌شناسیِ مدخل‌های مستخرج از فرهنگ لغت پیش­گفته، مفاهیم زیربنایی آن­ها را شناسایی و دسته‌بندی کند و مزایا و معایب طبقه‌بندیِ به‌دست‌آمده را با دو طبقه‌بندی فلبر و لانگاکر مقایسه نماید. داده‌های پژوهش شامل (‌990) واژۀ محتوایی است که به­روش تصادفی نظام‌مند از فرهنگ معین استخراج شده‌اند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که طبقه‌بندی فلبر و لانگاکر هیچ‌کدام کارایی لازم برای طبقه‌بندی همۀ واژه‌های فرهنگ لغت را ندارند و تلفیق این دو نیز ما را به طبقه‌بندی جامع و کارآمدی نمی‌رساند؛ بنابراین، راه‌حل را در مفهوم‌شناسی مدخل‌های واژگانی یافتیم که درنتیجۀ آن، تعداد (45) مفهوم شناسایی و در قالب الگویی منسجم ارائه شد.