تفسیر قواعد حقوقی در راستای حفظ تعادل در روابط زوجین

نویسندگان

1 دادیار دادسرای عمومی و انقلاب مشهد

2 دادرس دادگستری مشهد

doi
10.22106/jlj.2010.11151
چکیده

به هر میزان که قلمرو اخلاق و حقوق به هم نزدیک‌تر شود، به همان اندازه، رعایت منطق حقوقی و دست‌یابی به عدالت نیز دشوارتر خواهد شد. هرگاه این امر به خانواده منتهی شود، به واقع، مرز اخلاق و حقوق، احساس و عدالت، انصاف و جانبداری و سایر مفاهیمی که سر سازگاری با هم ندارند، تاریک‌تر شده و منازعات مرزی میان آن‌ها شدت می‌گیرد. این نزاع تنها به هنگام تقنین و وضع قاعده نیست، بلکه دادرس را نیز با سردرگمی مواجه می‌سازد؛ زیرا، علاوه بر کشف «حکم»، احراز «موضوع» دعوا نیز با اوست؛ امری که در نتیجه‌ی همراه شدن با احساسات و عواطف ممکن است دادرس را به بیراهه کشاند؛ در این راستا دادرس باید به این قاعده‌ی اساسی توجه داشته باشد که افزون بر احراز موضوع و کشف درست قاعده، تفسیری متعادل از قواعد داشته باشد؛ این وظیفه‌ای دشوار است که به شهود قضایی نزدیک‌تر است تا استدلال زبانی و مکتوب. 

کلیدواژه‌ها