اقناع و سوگیری‌های وکلا در پرونده‌های کیفری: رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی - حقوقی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای زبان‌شناسی، گروه آموزش زبان انگلیسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی،واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی ، کرمانشاه، ایران.

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی و زبان‌شناسی، دانشکدۀ زبان و ادبیات، دانشگاه کردستان، سنندج، کردستان، ایران.

3 استادیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی و زبان‌شناسی، دانشکدۀ زبان و ادبیات، دانشگاه کردستان، سنندج، کردستان، ایران

4 استادیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

doi
10.22126/jlw.2020.5268.1434
چکیده

اقناع ازجمله مباحث چشم­گیر در حوزۀ تحلیل گفتمان و به‌ویژه تحلیل گفتمان انتقادی - حقوقی است؛ از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل سوگیری­های وکلا در به­کارگیری روش­های اقناع قضات بربنیاد نظریۀ لاکلا و موف (1985، 2001 و 2002) انجام ‌شده است. روش نوشتار پیش­رو آمیخته (کیفی و کمی) به‌صورت توصیفی - تحلیلی بوده و نگارندگان برای گردآوری داده­ها با مراجعه به دادسراها، دادگاه­های شهر تهرانو دفاتر وکلا با مطالعۀ صدها پرونده و مشاهدۀ ده­ها بازجویی در سال­های (1397) و (1398) توانسته­اند به­ روش فیش­برداری، متن بیست پاره­گفتمان از مکالمات مشارکان گفتمان را بررسی کنند، پیکرۀ گفته­شده تجزیه و ­تحلیل و آشکار شد که بیشترین روش اقناع­سازی وکلا، سوگیری مثبت همچون برجسته­سازی و سوگیری منفی همچون حاشیه­رانی است. این دو مفهوم، به‌صورت‌های گوناگون در عرصۀ منازعات گفتمانی پدیدار می­شوند. در پایان، نتایج نشان داد که حاشیه‌رانی و برجسته­سازی هر کدام، نقاط قوّت و ضعف خود را دارند؛ همچنین، یافته­ها بیان­گر آن است که مفاهیم برجسته‌سازی و حاشیه­رانی شیوه­هایی برای حفظ و استمرار قدرت و هژمونی گفتمان به‌شمار می­روند.