فهم چرایی دگرگونی شیوه زیست مغولان از کوچ روی به یکجانشینی در ایران بر مبنای نظریه ابن خلدون

نویسندگان

1 دانشگاه شهید چمران اهواز

2 گروه تاریخ دانشگاه شهید چمران اهواز

3 گروه تاریخ دانشگاه شهید چمران اهواز

doi
10.22059/jstmt.2022.322156.1479
چکیده

تلفیق تاریخ و نظریه از جمله روش‏هایی است که از جانب بسیاری از پژوهشگران، بویژه مورّخین و جامعه‏شناسان به کار گرفته­ شده است. ابن­خلدون(808-732ق/ 1406-1332م) از جمله نخستین مورخ-جامعه‏شناسانی بوده که سعی کرده الگوهایی برای تبیین پدیده­های تاریخی-اجتماعی جوامع انسانی ارائه دهد. وی در بخش­های آغازین کتاب خود معروف به «مقدمه» به شناخت جوامع کوچ­رو و یکجانشین و هم­چنین مناسبات آن­ها با یکدیگر پرداخته و الگویی در شناخت و تکوین این جوامع نشان داده است. هدف اصلی این پژوهش، تبیین و بررسی دگرگونی شیوه­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­ی زیست مغولان از کوچ‌روی به یکجانشینی در ایرانِ سده­های هفتم و هشتم هجری براساس نظریه ابن­خلدون است. ابتدا مفاهیم مرتبط با دگرگونی مورد نظر ابن­خلدون چون اقلیم، شیوه معاش و عصبیت؛ شناسایی و شرح داده شده­، سپس بر اساس این مفاهیم به روند یکجانشینی مغولان در ایران پرداخته می‏شود. روش مورد استفاده در این پژوهش «تحلیل تاریخی» است؛ و یافته‏های حاصل اینکه، دیدگاه ابن‌خلدون نه تنها می­تواند دگرگونی شیوه­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­ی زیست مغولان در ایران را تبیین کند؛ بلکه می­تواند به عنوان الگویی شایان توجه برای تبیین و فهم دگرگونی شیوه­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­ی زیست دودمان­های کوچ­رو در ایران بویژه از سلجوقیان تا پیش از صفویه مورد استفاده قرار گیرد و چگونگی یکجانشین شدن کوچ­روان  و دور شدن آنان از زندگی کوچ­روی را تبیین کند.