کاهش همخوانی در زبان فارسی: مطالعۀ موردی همخوانهای انفجاری
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان انگلیسی و زبانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی، قزوین، ایران
2 کارشناسارشد زبانشناسی همگانی، گروه زبان انگلیسی و زبانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی، قزوین، ایران.
doi
10.22126/jlw.2020.4344.1320چکیده
در نوشتار پیش رو کاهش همخوانهای انفجاری در گفتار پیوستۀ فارسی در چارچوب واجشناسی آزمایشگاهی بررسی شده است. دادهها طوری طراحی شدند که همخوانهای انفجاری در یکی از سه جایگاه آغازی، میانی (بین دو واکه) و پایانی کلمه قرار بگیرند؛ همچنین، همخوانها ازنظر بافت آوایی (بافت واکدار و بیواک) و موضع تکیه (تکیهبر و بیتکیه) با یکدگیر تفاوت داشتند. مقادیر دیرش همخوانهای انفجاری و همچنین فراوانی وقوع تظاهر آوایی آنها بهصورت گونههای انفجاری، سایشی و ناسوده محاسبه شد. نتایج نشان داد که انفجاریهای بیواک نسبت به کاهش، مقاومت نشان میدهند و در هیچ بافتی از میزان قوت همخوانی آنها کاسته نمیشود؛ ولی انفجاریهای واکدار بسته به دو عامل جایگاه و بافت آوایی به درجات مختلف کاهش مییابند. بیشترین میزان کاهش مربوط به جایگاه بینواکهای است که در آن هم از دیرش انفجاریها (واکدار) کاسته میشود و میزان گرفتگی آنها از گونۀ انفجاری به ناسوده تغییر میکند. کاهش انفجاریهای واکدار در جایگاههای آغازی و پایانی کلمه در مجاورت آواهای واکدار تنها بهصورت کوتاهشدگی همخوان یا کاهش دیرش است. نتایج بهدستآمده با دیدگاه آوایی به کاهش همخوانی مطابقت بیشتری دارد و سازوکارهای تولیدی ناظر بر فرایند کاهش همخوان را بهصورت کاهش درجهت افزایش رسایی، کاهش درجهت کمکوشی تولیدی و کاهش درجهت کوتاهشدگی (کمشدن دیرش) تأیید میکند. این یافتهها با محدودیتهای ادراکی ناظر بر فرایند کاهش نیز مطابقت دارد که براساس آن کاهش در درون یک سازۀ نوایی مانند کلمه نسبت به مرز آغازی و پایانی آن سازه رایجتر است؛ کاهش در مجاورت واکهها رایجتر از همخوانهاست و احتمال کاهش یک همخوان انفجاری به ناسوده بیشتر از سایشی است.