سمیت تدخینی و تاثیر زیرکشندگی اسانسهای زیره سیاه (Bunium persicum Boiss.)، دارچین (Cinnamomum zeylanicum Blume) و نعناع فلفلی (Mentha piperita L.) روی بید غلات،Sitotroga cerealella Olivier (Lepidoptera: Gelechiidae)
نویسندگان
1 گروه گیاهپزشکی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
2 گروه گیاهپزشکی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
3 گروه گیاهپزشکی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
4 موسسه آموزش عالی سبلان، اردبیل، ایران
doi
10.22059/ijpps.2021.320474.1006971چکیده
بید غلات، Sitotroga cerealella Olivier، گونهای با پراکنش وسیع است که خسارت قابل ملاحظهای در دانههای غلات ایجاد میکند. در این مطالعه، سمیت تدخینی (LC50, LC90) و تاثیر زیرکشندگی (LC25) اسانسهای سه گیاه دارویی زیره سیاه، دارچین و نعناع فلفلی روی تخم و حشرات کامل این آفت مورد ارزیابی قرار گرفت. ترکیبات شیمیایی اسانسها با استفاده از دستگاه کروماتوگرافی گازی- طیفسنج جرمی شناسایی شد. ترکیبات مونوترپنی، اجزای شیمیایی اصلی اسانسهای آزمایشی بودند. سمیت تدخینی اسانس نعناع فلفلی (با LC50 برابر 5/0 میکرولیتر بر لیتر هوا) در حشرات کامل بیشتر از اسانسهای دارچین (با LC50 برابر 94/0 میکرولیتر بر لیتر هوا) و زیره سیاه (با LC50 برابر 42/2 میکرولیتر بر لیتر هوا) بود. همین روند در مورد تخمها نیز مشاهده شد. سرعت حشرهکشی اسانسهای نعناع فلفلی (با LT50 برابر 05/8 ساعت) و دارچین (با LT50 برابر 68/9 ساعت) بیشتر از اسانس زیره سیاه (با LT50 برابر 78/14 ساعت) بود. نتایج آزمایش تاثیر زیرکشندگی نشان داد که دوره نشو و نمایی آفت در تیمارهای اسانس به طور معنیداری طولانیتر از شاهد بود. کمترین زادآوری آفت در تیمار نعناع فلفلی مشاهده شد. همچنین، اسانسهای مورد مطالعه به طور معنیداری باعث کاهش نرخ خالص تولیدمثل (R0)، نرخ ذاتی افزایش جمعیت(rm) و نرخ متناهی افزایش جمعیت(λ) آفت شدند. نتایج بررسی حاضر نشان داد که اسانسهای مورد بررسی به ویژه اسانس نعناع فلفلی توانایی مطلوبی برای کنترل جمعیت S. cerealella دارند و میتوان از آنها در برنامههای مدیریت تلفیقی آفت استفاده کرد.