بررسی اثر الگوریتمهای روندیابی جریان و توان تفکیک مدلهای ارتفاعی رقومی بر شاخص توپوگرافی و عملکرد مدل نیمه توزیعی TOPMODEL (مطالعه موردی: حوضههای آبریز کسیلیان و کارده)
نویسندگان
1 استاد گروه مهندسی آب، دانشگاه A&M تگزاس، کالج استیشن
2 گروه مهندسی آب دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین
3 استادیار گروه مهندسی آب/ دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین
4 دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته آبیاری و زهکشی، گروه مهندسی آب دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین
doi
10.22059/ijswr.2018.235721.667705چکیده
نقش الگوریتمهای روندیابی جریان، برای استخراج پارامترهای ژئومورفولوژیکی حوضههای آبخیز و مدلسازی توزیعی فرآیند بارش- رواناب، غیرقابل انکار میباشد. در پژوهش حاضر به ارزیابی اثر چند الگوریتم پرکاربرد (D8, MFD, Lea) بر شاخص توپوگرافی و نیز عملکرد مدل نیمهتوزیعی TOPMODEL در ابعاد سلولی مختلف پرداخته شده است. نتایج حاصل از ارزیابی مدل در دو حوضه آبخیز کسیلیان و کارده، با دو مساحت و دو اقلیم متفاوت، حاکی از آن است که اگرچه در تمامی الگوریتمها با افزایش ابعاد سلول DEM متوسط شاخص توپوگرافی افزایش مییابد اما در یک ابعاد سلولی ثابت، مقدار متوسط شاخص توپوگرافی بدست آمده از دو روش MFD و D8 بهترتیب دارای بیشترین و کمترین مقدار میباشد. نکته مهم دیگر حاصل از این مطالعه آن است که واسنجی خودکار پارامترهای مدل و کاهش اختلاف بین شاخص کارائی نش-ساتکلیف مدل در الگوریتمهای مختلف میتواند بسیار گمراهکننده باشد؛ زیرا مقادیر متفاوت پارامترهای بدست آمده در هر الگوریتم، بر مهمترین پارامترهای هیدرولوژیکی از جمله میزان جریان سطحی و زیرسطحی شبیهسازی شده، تأثیرگذار است. بهطوریکه در حوضه کارده اگرچه اختلاف بین شاخص کارائی مدل در الگوریتمهای مختلف به کمتر از 5 درصد محدود میگردد، اما مدل واسنجی شده در الگوریتم D8 نسبت به دو الگوریتم دیگر جریان زیرسطحی را در حدود 12 درصد بیش برآورد مینماید. همچنین طبق نتایج بدست آمده الگوریتم MFD به علت مقادیر کم پارامتر m (در حدود 015/0) از کارائی مناسبی در حوضه کسیلیان برخوردار نمیباشد و به نوعی با مبانی TOPMODEL در تعارض میباشد. لذا توصیه میگردد در حوضههای فاقد آمار در انتخاب پارامتر m و نیز در شیبهای کم در تعیین الگوریتم روندیابی جریان، دقت کافی بهعمل آید.