اثرات آشفتگی ناشی از تغییر کاربری اراضی بر پویایی فعالیت کرمها، نماتدهای خاکزی و تصاعد دی اکسیدکربن خاک سطحی در ناحیه نوشهر (مطالعه موردی: گردکوه صافک)
نویسندگان
1 دانشگاه تربیت مدرس
2 دانشگاه تربیت مدرس
3 دانشگاه تربیت مدرس
4 دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22059/ijswr.2018.244948.667783چکیده
تغییر کاربری اراضی شمال ایران کیفیت خاک را در معرض تغییر قرار داده است. با هدف مطالعه اثر کاربریهای مختلف جنگل طبیعی، جنگل مخروبه، جنگلکاری توسکا، جنگلکاری سکویا، آیش و اگروفارستری بارده بر مشخصههای زیستی خاک، منطقه جلگهای شمال ایران مورد توجه قرار گرفت. بدین منظور از شش کاربری ذکر شده تعداد 30 نمونه خاک از عمق 10-0 سانتیمتری گرفته شد. تعداد و زیتوده گروههای اکولوژیک کرمخاکی، فراوانی نماتدهای خاکزی و میزان تصاعد دیاکسیدکربن در طول چهار فصل از خاک سطحی مورد بررسی قرار گرفت. همچنین برخی خصوصیات فیزیکوشیمیایی خاک در محیط آزمایشگاه مورد سنجش قرار گرفت. مقادیر بیشینه تعداد کرمهای خاکی (سه تعداد در مترمربع)، زیتوده کرمهای خاکی (76/38 میلیگرم بر مترمربع)، فراوانی نماتدها (457 تعداد در 100 گرم خاک) و تصاعد دیاکسیدکربن (47/0 میلیگرم بر گرم خاک-روز) به کاربری توسکا تعلق داشت. در تمام کاربریهای مورد بررسی، هر سه گروه از کرمهای خاکی و نماتدها بیشترین فعالیت را به طور مشترک در فصل بهار و پاییز داشتند در حالیکه بیشترین مقدار تصاعد دیاکسیدکربن در فصل تابستان ثبت شد. تحلیل PCA حاکی از بیشترین تأثیر مثبت مشخصههای اسیدیته، نیتروژن و عناصر غذایی بر فعالیت موجودات خاکزی میباشد. به عنوان نتیجه میتوان اذعان داشت که جنگلکاری با گونه توسکا راهکار مناسبی جهت بهبود شاخصهای زیستی و حفظ کیفیت خاک در مناطق تخریب شده شمال کشور با شرایط مشابه میباشد.