رابطۀ دستوریشدگی و بینافردیت در تعیین منشأ افعال کمکی وجهنما
نویسندگان
1 استاد تمام زبانشناسی، دانشگاه آنتورپ.
2 دانشآموختۀ دکتری زبانشناسی، دانشگاه تربیتمدرس و دانشگاه آنتورپ
3 دانشیار زبانشناسی، دانشگاه تربیتمدرس، تهران، ایران
doi
10.22126/jlw.2020.1366چکیده
نوشتار پیش رو نقش مفاهیم دستوریشدگی و بینافردیت را در تعیین سرچشمة دستهای افعال کمکی در زبانهای ایرانی بررسی کرده است. عناصر مورد نظر براساس رویکرد ناتس (2005 و پس از آن) مسئول انتقال نقشهای وجهنمای الزام تکلیفی، امکان معرفتی و الزام پویا هستند که در اینجا بهمنظور سهولت ارجاع، معادل بایستن درنظر گرفته شدهاند. برمبنای رویکرد سنّتی دستوریشدگی این عناصر باید از افعال واژگانی مشتق شده باشند. درحالیکه براساس نظریۀ بینافردیت افعالی با معنای ارادی، ریشه در مفاهیم وجهنما و مقولههای همرده با آن دارند. هردو مفهوم دستوریشدگی سنّتی و این خوانش از بینافردیت یکسویه و در بسیاری از موارد تأییدکنندۀ مسیر تاریخی شکلگیریِ افعال کمکیِ وجهنما هستند؛ امّا در گونههای کهنگی، وفسی، تاتی و سمنانی که افعال کمکی وجهنمای معادل بایستن همریشه با فعل ارادیِ معادل خواستن در این زبانها هستند، اکتفا به دستوریشدگی منجر به نقض بینافردیت و بالعکس، دنبالکردن رویکرد بینافردیت، باعث تخطّی از مسیر دستوریشدگی سنّتی میشود. در پژوهش حاضر، پیشنهاد میشود که این افعال کمکی هیچیک ریشه در افعال ارادی در این زبانها ندارند؛ بلکه درعوض، هردو گروه، بهطور موازی از عنصر سومی در ایرانی باستان مشتق شدهاند.