تفکر انتقادی در فرایند تعلیم و تربیت از منظر علامه طباطبائی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری دانشگاه آزاد اسلامی- واحد علوم و تحقیقات
2 دانشیار دانشگاه علوم انتظامی امین
3 استادیار دانشگاه انتظامی امین
doi
10.22059/jstmt.2021.314778.1424چکیده
این مقاله در زمینه جایگاه تفکر انتقادی در اندیشههای فلسفی تربیتی علامه طباطبایی انجام گرفته است. هدف از انجام این تحقیق، بررسی ابعاد و مؤلفههای تفکر انتقادی و اثرات آن در فرایند تعلیم و تربیت و ارائه دلالتهای ضمنی تربیتی جهت کاربرد در نظام آموزش و پرورش ایران است. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی بوده، جامعه پژوهش را کلیه اسناد منتشر شده مرتبط با اندیشههای فلسفی-تربیتی علامه طباطبایی در پایگاههای اطلاعاتی موجود؛ تشکیل میدهد. روش گردآوری دادهها، کتابخانهای بوده و در قالب فعالیتهای تحلیلی از تلخیص و عرضه دادهها و نتیجهگیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و همچنین به منظور استخراج دلالتهای ضمنی تربیتی از روش نشانهشناسی استفاده گردیده است. نتایج به دستآمده نشانگر آن است که مؤلفهها و ابعاد تفکر انتقادی از دیدگاه علامه طباطبایی شامل: توجه به تربیت اخلاقی، پرسشگری و بحث و تبادل نظر، علم آموزی، تهذیب و تزکیّه نفس، استدلال منطقی به منظور اثبات حقایق، آزادی و اختیار در نقد و بررسی نظرات، سعه صدر در مواجهه با مسائل و مشکلات، خردورزی و عقلانیت، رهاییبخشی از جهل و کشف واقعیتها و رسیدن به توحید و قرب الیالله میباشد. دلالتهای تربیتی در خصوص جایگاه تفکر انتقادی در فرایند تعلیم و تربیت از منظر علامه نیز دربرگیرنده عناصر مختلف تعلیم و تربیت شامل محتوای برنامه درسی، تدریس و ویژگیهای معلم بود که با وجود اینکه در بستری از اندیشههای اسلامی مطرح شدهاند؛ در بسیاری از وجوه با نظریات تفکر انتقادی معاصر در غرب، همخوانی دارند.