یادگیری زبان فارسی به عنوان زبان دوم از منظر فرضیۀ مبتدا
نویسندگان
1 دانشجو دکتری آموزش زبان فارسی به غیر فارسیزبانان، دانشکدۀ ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
doi
10.22126/jlw.2019.1307چکیده
یکی از نظریههایی که چگونگی تولید زبان با زبانآموز را تبیین میکند، نظریۀ پردازشپذیری (پینمان، 1998) است. این نظریه پیوستهایی دارد که یکی از آنها فرضیۀ مبتدا است. این فرضیه به پیشبینی نحوه و روند مبتداسازی در مراحل گوناگون زبانآموزی اقدام میکند و آن را دارای سه مرحله میداند. براساس فرضیۀ مبتدا، زبانآموزان در مرحلۀ اوّل تولید جملات به زبان دوم، تفاوتی میان نقش دستوری مبتدا و فاعل قائل نمیشوند. در مرحلۀ دوم، افزودهها در جایگاه آغازین ظاهر میشوند و در مرحلۀ سوم، موضوع کانونی غیر فاعلیای در این جایگاه قرار میگیرد. هدف از انجام پژوهش حاضر جلب توجّه معلّمان زبان فارسی به ضرورت آگاهکردن فارسیآموزان از ترتیب واژگانی کمابیش آزاد در جملات فارسی است. مسئلۀ نوشتار پیش رو بررسی مبتداسازی در سطوح مختلف فارسیآموزی برمبنای فرضیۀ مبتداست. برای پرداختن به مسئلۀ یادشده ، در ابتدا تعداد (48) فایل صوتی اجرای برخط آزمون تعیین سطح گفتار دو دورۀ دانشافزایی زبان و ادبیات فارسی براساس دستورالعمل ارزیابی تولیدات زبانی بنیاد سعدی سطحبندی شد؛ سپس تعداد (482) جملۀ دارای فاعل و ساخت موضوعی کامل از فایلهای صوتی بهمنظور تحلیل استخراج شد. نتیجۀ تحلیل دادههای نهایی این بود که فرضیۀ مبتدا درخصوص یادگیری زبان فارسی بهتمامی صادق نیست.