تاثیر یادگیری آشکار و پنهان بر قابلیت شناسایی خطا : آزمون فرضیه بازنمایی مبتنی بر نمونه

نویسندگان

1 استادیار تربیت بدنی و علوم ورزشی، گروه رفتار حرکتی، دانشگاه دامغان، دامغان، ایران

2 دانشیار تربیت بدنی و علوم ورزشی، گروه رفتار حرکتی، دانشگاه شهید بهشتی،تهران، ایران

doi
10.22080/jsmb.2015.995
چکیده

مقدمه و هدف: تحقیقات مختلف نشان داده­اند که افراد می­توانند در یک محیط قاعده­مند بدون توجه هوشیارانه یاد بگیرند. این نوع یادگیری، یادگیری پنهان، در مقابل نوع مرسوم یادگیری، یادگیری آشکار قرار دارد. هدف از این تحقیق، مقایسه تاثیر یادگیری آشکار و پنهان بر اکتساب و یادداری تکلیف زمانبندی پیش بین و قابلیت شناسایی خطا بود. روش شناسی: تحقیق حاضر از نوع نیمه تجربی است. تعداد 30 دانشجوی 23-25 ساله بطور داوطلب در تحقیق شرکت کردند که به طور تصادفی در3 گروه آزمایشی قرار گرفتند. به گروه یادگیری آشکار درباره وجود توالی تکراری در بخش میانی (در بین دو بخش تصادفی) اطلاعاتی داده­شد. گروه یادگیری پنهان بدون تکلیف ثانویه همین تکلیف را بدون آگاهی از وجود توالی تکراری در بخش میانی اجرا کردند. به گروه سوم (یادگیری پنهان با تکلیف ثانویه) همزمان با اجرای تکلیف یک تکلیف ثانویه داده­شد. آزمودنی­ها پس از شرکت در پیش­آزمون به مدت 3 روز و در هر روز 15 بلوک 18 کوششی را تمرین کردند و سپس در آزمون یادداری شرکت کردند. داده­ها با روش تحلیل واریانس عاملی مرکب (3 گروه 3 آزمون) تحلیل ­شد. یافته ­ها: یافته­های تحقیق نشان داد که در تمام گروه­ها، بخش تکراری میانی نسبت به حداقل یکی از بخش­های تصادفی تفاوت معنی­داری دارد (0001/0p=­). همچنین بین گروه­ها در خطای مطلق تفاوت معنی­داری وجود ­نداشت (393/0p=). با وجود این­که آزمودنی­ها در گروه­های پنهان از وجود توالی­های تکراری اطلاع نداشتند اما به اندازه گروه آشکار یاد گرفتند. نتایج همچنین نشان داد که گروه آشکار در قابلیت شناسایی خطا نسبت به هر دو گروه پنهان به طور معنی داری بهتر عمل کرده است(004/0p=). بحث و نتیجه­ گیری: این نشان می­دهد که تجربیات اجرای حرکتی، سطح یادگیری حرکتی فرد را افزایش می­دهد، حتی وقتی که افراد از اجزاء تکلیف که باعث تغییر می­شوند، بی اطلاع باشند. لذا بر طبق یادگیری پنهان افراد می­توانند عملکردشان را به وسیله­ی این فرض که آن­ها بازنمایی­های مبتنی بر نمونه را کسب کرده­اند، درک کنند.