چندمعنایی نظاممند در رویکرد شناختی، تحلیل چندمعنایی فعل حسّ دیدن در زبان فارسی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبانشناسی، دانشگاه پیام نور
2 استادیار زبانشناسی، دانشگاه پیام نور
3 دانشیار زبانشناسی، دانشگاه پیام نور.
4 دانشیار زبانشناسی، پژوهشکدة زبانشناسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی تهران، ایران
doi
10.22126/jlw.2019.1305چکیده
پژوهشِ توصیفی- تحلیلیِ حاضر با استفاده از الگوی جسمانگاری (آنتونانو، 1999 و 2002) و شبکۀ معناییِ افعال حسّی (افراشی و عسگری، 1396) چندمعنایی فعل حسّی دیدن را توصیف و تحلیل کرده است. بدینمنظور، معانی فعل دیدن در زبان فارسی با استفاده از لغت نامه دهخدا ، فرهنگ معین و پایگاه دادگان زبان فارسی جمعآوری شدند. در این مرحله (4500) جمله از پایگاه دادگان زبان فارسی استفاده شد که برمبنای معانی بسطیافته دستهبندی شدند. تحلیلهای نوشتار پیش رو که بیشتر با مدّ نظر قراردادن قابلیتهای حواس بشری و شیوة دریافت ما از جهان اطراف صورت میگیرد، نشان میدهد که جسمانگاری سرچشمه مفهومسازی استعاری و بسط معنایی فعل دیدن است و چندمعنایی فعل دیدن حاصل تعامل محتوای معنایی این فعل با دیگر عناصر سطح جمله است. یافتههای پژوهش حاضر در راستای آنتونانو (1999) و افراشی و عسگری (1396) است. مواردی نیز یافت شد که آنتونانو (1999 و 2002) به آنها اشارهای نکرده است. از طرفی، یافتههای نوشتار پیش رو درراستای اظهاراتِ آنتونانو (2002)، ایوانز و ویلکینز (2000) و کووچش (2005) است که ایده جهانی بودن بسط معنایی افعال حسّی سویتزر (1990) را مورد تردید قرار داده بودند.