تناظر اصل قوم‌مداری روش‌شناختی ماکس وبر با جامعه‌شناسی بومی-تمدنی: پردازشی مفهومی برای« تمدن - جامعه شناسی»

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق ع

doi
10.22059/jstmt.2021.317448.1436
چکیده

در سنت و میراث جامعه‌شناسی تفسیری «ماکس وبر»، به موضوعات معرفتی و روشی برجسته‌ای حاصل از تلائم ذهن و واقعیت تجربی توجه شده است. با بازخوانی آرای وبر، اصلی منکشف می‌شود که می‌توان آن را به‌عنوان اصل «قوم‌مداری روش‌شناختی» صورت‌بندی کرد. این اصل واجد ظرفیت‌های مهمی هم برای زایش و هم برای تحول علوم اجتماعی(فرهنگی) است. این مقاله تلاش کرده است تا با استفاده از روش پژوهش اسنادی و رویکرد نظری «دنی کوش»، مؤلفه‌های اصل مذکور را در پنج محور استخراج و تحلیل کند که آن محورها عبارت‌اند از: «خوانشی دیگر از ربط ارزشی و علاقۀ فرهنگی»، «تجربی-واقعی بودن علوم فرهنگی»، «عزیمت از ارزش فرهنگی به ارزش‌های فرهنگی»، «جهان‌شمول‌گریزی علوم اجتماعی» و «عقلانی‌شدن‌های گوناگون در بستر فرهنگ‌ها». نتایج نیز شامل سه محور «مفروضات جهان‌شناختی»، «مخاطرۀ معرفتی» و «سلطۀ علمی برآمده از خطای روش‌شناختی» هستند.