بررسی عملکرد و شاخص‌های رشد لوبیاسبز (Phaseolus vulgaris L.) و سیاه‌دانه (Nigella sativa L.) در سیستم کشت مخلوط جایگزینی

نویسندگان

1 گروه اگروتکنولوژی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

2 گروه اگروتکنولوژی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

3 گروه اگروتکنولوژی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

doi
10.22067/agry.2025.86304.1185
چکیده

کشت‌ مخلوط گیاه دارویی سیاه‌دانه  (Nigella sativa L.)با حبوبات به‌سبب اختلاف مورفولوژیک و تثبیت بیولوژیکی آن‌ها می‌تواند گامی در جهت پایداری در کشاورزی باشد. هدف از انجام این پژوهش ارزیابی و مقایسه عملکرد محصول و شاخص‌های‌رشدی لوبیاسبز (Phaseolus vulgaris L.) و سیاه‌دانه در کشت‌های‌خالص و نسبت‌های مخلوط ‌جایگزینی بود. بدین منظور، آزمایشی در قالب طرح بلوک‌های کامل در سال زراعی 98-1397 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. تیمارها شامل کشت‌ مخلوط جایگزینی با نسبت: 25 درصد لوبیاسبز + 75 درصد سیاه‌دانه (P1N3)، 50 درصد لوبیاسبز + 50 درصد سیاه‌دانه (P2N2)، 75 درصد لوبیاسبز + 25 درصد سیاه‌دانه (P3N1)، کشت‌های‌خالص لوبیاسبز (P) و سیاه‌دانه (N) بود. سطح‌ برگ نمونه‌ها به‌روش وزنی و با استفاده از دستگاه سطح‌ برگ‌سنج (به‌صورت تخریبی) و ترازوی دیجیتال آزمایشگاهی انجام شد. بیشترین شاخص سطح‌ برگ از کشت خالص لوبیاسبز و سیاهدانه به‌ترتیب 53/3 و 5/0به‌ دست آمد و کمترین میزان آن در لوبیاسبز مربوط به تیمار کشت‌ مخلوطP2N2  (14/1) و در سیاهدانه نیز کمترین مقدار مربوط به تیمارP3N1  (2/0) بود. همچنین تجمع ماده خشک در کشت ‌خالص لوبیاسبز 34/973 گرم در مترمربع و در کشت ‌خالص سیاه‌دانه 55/339 گرم در مترمربع و کمترین تجمع ماده خشک لوبیاسبز در تیمار P1N3 (25/164 گرم در مترمربع) و در سیاه‌دانه در تیمارP3N1  (18/91 گرم در مترمربع) حاصل شد. بیشترین میزان رشد لوبیاسبز و سیاه‌دانه در کشت‌ خالص آن‌ها به‌ترتیب 83/10و 71/25 گرم در مترمربع در روز بود که 73 و 82 روز پس از ظهور بود. بالاترین عملکرد محصول لوبیاسبز و سیاه‌دانه به‌ترتیب در تیمارهای P3N1 و P2N2 به دست آمد. مقدار نسبت برابری زمین برای تیمارهای P2N2 و P3N1 بالاتر از یک بود. با توجه به ‌نتایج به‌دست‌آمده از این آزمایش، تیمار P2N2 نسبت به سایر تیمارها از نظر اقتصادی و اکولوژیک سودمندتر بود.