بررسی تحلیلی دیدگاه علامه طباطبائی در باره اصالت فرد یا جامعه

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری،گروه علوم قرآن و حدیث، واحد اردبیل، دانشگاه آزاد اسلامی، اردبیل ، ایران

2 دانشیار، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز،ایران.

3 استادیار، گروه علوم قرآن و حدیث، واحد اردبیل، دانشگاه آزاد اسلامی، اردبیل، ایران.

doi
10.22059/jstmt.2020.77815
چکیده

نزاع بر سر اصالت جامعه یا اصالت فرد از مباحث مهم علوم اجتماعی است؛ به صورتی که این معیار متفکران علوم اجتماعی را به دو دسته عمده فردگرا و جامعه‌گرا تقسیم می‌کند. البته گرایش معاصری نیز در تلفیق این دو پارادایم پدید آمده که از آن با عنوان پارادایم تلفیقی یاد می‌شود. در ایران نیز این گرایش‌ها همواره مورد بحث و بررسی بوده است. یکی از بزرگترین مفسران اجتماعی قرآن یعنی علامه محمدحسین طباطبائی از پیشروان این بحث به حساب می‌آید. غالبا و با توجه به تفسیر شریف المیزان، شارحان ایشان را در دسته حامیان اصالت جامعه قرار می‌دهند؛ در حالیکه با توجه به مبانی قرآنی دین مبین اسلام، این نظر مردود است و علامه نیز بدین موضوع متفطن بوده‌اند. ایشان را می‌توان از پیشگامان پارادایم تلفیقی در این موضوع دانست که در عین توجه و اهمیت به جامعه و قدرت آن، از اصالت فرد و مسئولیت فرد چشم‌پوشی نمی‌نمایند. در مبنای کلامی قرآنی، انسان نه مجبور است و نه امور بدو تفویض گردیده، بلکه امری میان این دو امر برای انسان حاصل شده است. همچنین علیرغم نسبت دادن موت و حیاتی مستقل برای امم و جوامع در آیات قرآن، مسئولیت انسان‌ها برای مقابله با فاسدترین جوامع نیز نادیده گرفته نشده است و قطرت الهی ودیعه‌ای برای انسان است که حتی در بدترین شرایط اجتماعی راهنمون او به سوی خیر و هدایت الهی است. بدین صورت علامه با توجه به این آیات به اصالتی طرفینی میان فرد و جامعه قائل شده‌اند که سهم هیچ یک به دیگری تقلیل نمی‌یابد.