تحلیل فشرده سازی در سینما در چارچوب نظریه آمیختگی مفهومی در فیلم سینمایی رقص در غبار

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان‌شناسی همگانی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران

2 استادیار گروه زبان‌شناسی همگانی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران

3 دانشجوی دکتری گروه زبان‌ شناسی همگانی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران گروه زبان‌شناسی همگانی، پردیس علوم تحقیقات خوزستان، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران

4 دانشیار گروه زبان و زبان‌شناسی، دانشگاه پیام نور، ایران

doi
10.22126/jlw.2019.1031
چکیده

فشرده­سازی از مفاهیم کلیدی و نقطة عطف نظریۀ آمیختگی مفهومی (فوکونیه و ترنر، 2002) است. این نظریه که در چارچوب معنی‌شناسی شناختی تدوین شده است، درپی ارائة مدلی شناختی برای ساخت معنا است. فشرده­سازی به انسان امکان می­دهد تا به­­طور هم­زمان زنجیره­های پی­درپی و پراکندة استدلال منطقی را کنترل و معنای آن­ها را درک کند. پژوهش حاضر سعی دارد با هدف تبیین فرایند فشرده­سازی در ایجاد نوآوری، تصویرسازی و ماهیت پویای ساخت معنا در شبکة آمیختگی مفهومی به بررسی مضامین نهفته در فیلم رقص­در­غبار به کارگردانی اصغر فرهادی (1381) بپردازد. یافته­ها بیان­گر آن است که رابطة حیاتی برون­فضاییِ بازنمایی به­کاررفته، از بسامد تکرار بالایی نسبت به سایر روابط حیاتی برخوردار بوده و پس از آن، به­ترتیب بسامدِ کاربرد روابط قیاس و تغییر، علّت - معلول و جزء - کل و درنهایت، روابط زمان، واسنجی و مکان قرار می­گیرند که در فضای آمیخته در روابط حیاتی درون­فضایی یکتایی، هویت، زمان­سنجه­ای، رابطة مقوله­ای و ویژگی فشرده می­شوند. افزون بر این، یافته­ها نشان می­دهد این نظریه در ایجاد مفاهیم نوظهور و پیوستگی معنایی کفایت قابل قبولی دارد، امّا به­­نظر می­رسد در بازنمایی انسجام روایی فیلم چندان توانمند ظاهر نمی­شود.