تجربیات زیسته دانش‌آموز فلج‌مغزی در رابطه با برنامه درسی مدارس عادی

نویسندگان

1 استاد گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

2 دانشگاه شهید بهشتی

3 دانشگاه شهید بهشتی

doi
10.22054/qric.2026.92486.471
چکیده

این پژوهش با هدف دستیابی به درک بهتر از تجربیات زیسته دانش‌آموز فلج‌مغزی در رابطه با برنامه درسی مدارس عادی، به روش پدیدارشناسی تفسیری انجام شده است. مکان اجرای پژوهش پبش‌رو، دبستان پسرانه فلسطین یک، واقع در منطقه پانزده شهر تهران بوده است. دانش‌آموز تحت مطالعه در پژوهش حاضر، به روش مطالعه موردی و سایر مشارکت‌کنندگان این پژوهش، به‌صورت هدفمند انتخاب شدند. مشارکت‌کنندگان این پژوهش، علاوه بر دانش‌آموز فلج‌مغزی، پدر و مادر دانش‌آموز، همکلاسی‌های منتخب وی، معلم امسال و معلم دو سال قبل، خود پژوهشگر به‌عنوان معلم سال قبل، درمانگر دانش‌آموز و یک معلم متخصص می‌باشند. تحلیل محتوای متون حاصل از مصاحبه‌های کیفی نیمه‌ساختاریافته، به روش پیشنهادی ون‌منن (1990)، در طی سه مرحله خوانش کل‌نگر، خوانش انتخابی، و خوانش تفصیلی، انجام شد. یافته‌های تحقیق حاضر نشان می‌دهد تحصیل دانش‌آموز فلج‌مغزی در مدارس عادی از یک سو موجب توسعه مهارت‌های اجتماعی، تقویت اعتماد‌به‌نفس و شکل‌گیری خودپنداره مثبت می‌شود، اما از سوی دیگر با چالش‌های جدی مانند کمبود امکانات فیزیکی مناسب، نبود نیروهای متخصص و انعطاف‌ناپذیری برنامه‌های درسی مواجه است. یافته‌ها حاکی از آن است که برنامه درسی رسمی پاسخگوی نیازهای ویژه این دانش‌آموزان نیست، درحالی‌که برنامه درسی پنهان می‌تواند فرصت‌های ارزشمندی برای رشد اجتماعی ایجاد کند. همچنین معلمان عادی، علی‌رغم تمایل به کمک، به دلیل کمبود دانش تخصصی و تراکم بالای کلاس‌ها قادر به ارائه حمایت مؤثر نمی‌باشند.