ارزیابی تاب‌آوری اکولوژیکی بوم‌نظام‌های کشاورزی استان خراسان رضوی: مقایسه بوم‌نظام‌های تلفیقی و غیر تلفیقی

نویسندگان

1 گروه اگروتکنولوژی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

2 گروه اگروتکنولوژی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

3 گروه اگروتکنولوژی، دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

4 گروه اگروتکنولوژی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

doi
10.22067/agry.2024.86287.1184
چکیده

کشاورزی بخش بسیار مهمی از اهداف توسعه پایدار سازمان ملل را در بردارد. کشاورزی در صورتی می‌تواند نقش مثبتی در دستیابی اهداف توسعه پایدار داشته باشد که از تاب‌آوری اکولوژیکی و بهبود ظرفیت‌های مرتبط با آن در جهت مقابله با طیف گسترده‌ای از چالش‌های محیطی، اقتصادی و اجتماعی برخوردار باشد. در این پژوهش، تاب‌آوری اکولوژیکی بوم‌نظام‌های کشاورزی استان خراسان رضوی بر‌اساس اطلاعات جمع‌آوری‌شده از ۸۷ خانوار و در ۱۰ شهرستان این استان مورد ارزیابی کمّی قرار گرفت. برای این منظور، اطلاعات مورد نیاز با تکمیل پرس‌شنامه جامع و مصاحبه حضوری با خانوارها جمع‌آوری شد و داده‌ها با استفاده از روش RIMA II-FAO تجزیه‌ و تحلیل شدند. در این رابطه، ابتدا خانوارهای روستایی بر‌اساس سطح زیرکشت محصولات زراعی و همچنین تولید زعفران (Crocus sativus) و تعداد واحدهای دامی در مالکیت آن‌ها خوشه‌بندی شد و بوم‌نظام‌ها در چهار گروه دسته‌بندی شدند. گروه اول: تنها به زراعت مشغول بودند (G1)، گروه دوم: نظام تلفیقی زراعت و دامداری در سطح متوسط داشتند (G2)، گروه سوم: تنها به دامداری در سطح بزرگ مشغول بودند (G3) و گروه چهارم: دارای هر دو نظام تلفیقی زراعت و دامداری در سطح بزرگ (G4) بودند. تاب‌آوری خانوارها در هر یک از این چهار گروه بر‌اساس پنج مؤلفه (میزان دارایی، ظرفیت سازگاری، وضعیت تنوع زیستی، شدت فشرده‌سازی و استفاده از خدمات بوم‌نظامی) که هر یک با تعدادی نمایه سنجیده ‌شد، مورد ارزیابی قرار گرفت. امتیازهای این پنج مؤلفه بعد از وزن دهی و نرمال‌سازی تجمیع شد و شاخصی در مقیاس صفر تا پنج برای تاب‌آوری محاسبه گردید. نتایج نشان داد که بین تاب‌آوری سیستم‌های زراعی و پنج مؤلفه مذکور، رابطه مستقیم و معنی‌داری وجود داشت و از بین آن‌ها، تنوع زیستی بیشترین تأثیر را بر تاب‌آوری خانوارهای کشاورز داشت. همچنین مؤلفه‌های میزان دارایی، ظرفیت سازگاری و استفاده از خدمات بوم‌نظامی نیز به‌طور مستقیم بر افزایش تاب‌آوری خانوارهای روستایی تأثیرگذار بودند، درحالی‌که فشرده‌سازی دارای تأثیر منفی بر شاخص تاب‌آوری خانوارهای روستایی بود. بر این اساس، خانوارهای گروه (G2) و (G4) یعنی بوم‌نظام‌هایی که با تلفیق دامداری و زراعت مدیریت می‌شدند، به‌ترتیب بیشترین میزان تاب‌آوری را نسبت به دو گروه دیگر، یعنی خانوارهایی که تنها به زراعت مشغول بودند (G1) و خانوارهایی که تنها به دامداری مشغول بودند (G3) به خود اختصاص دادند و کمترین میزان تاب‌آوری مربوط به خانوارهایی بود که تنها به دامداری در سطح بزرگ مشغول بودند (G3) بود. در مقایسه نظام‌های تلفیقی مشخص شد که به‌طور کلی، بالا بودن امتیاز مؤلفه‌های تنوع زیستی، خدمات بوم‌نظام، ظرفیت سازگاری، میزان پایین فشرده‌سازی، همچنین سطوح کوچک‌تر مزارع مربوط به خانوارهایی که نظام تلفیقی زراعت و دامداری در سطح متوسط داشتند (G2) از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده سطح بالای تاب‌آوری در این گروه نسبت به ‌نظام‌های تلفیقی زراعت و دامداری هر دو در سطح بزرگ (G4) بود.