ارزیابی عملکرد، اجزاء عملکرد و شاخص‌های سودمندی کشت مخلوط لوبیا (Phaseolus vulgaris) () و ذرت (Zea mays) تحت تلقیح با باکتری Rhizobium phaseoli

نویسندگان

1 گروه زراعت و اصلاح نباتات، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران

2 گروه زراعت و اصلاح نباتات، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران

3 گروه زراعت و اصلاح نباتات، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران

doi
10.22067/agry.2024.86727.1191
چکیده

کشت مخلوط، به‌عنوان روشی مؤثر برای استفاده از منابع، سبب افزایش عملکرد و پایداری محصول در مقایسه با کشت خالص می‌شود. مطالعه حاضر به‌صورت کرت‌های خرد شده در قالب طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. فاکتور اصلی در دو سطح (تلقیح و عدم تلقیح با باکتری) و فاکتور فرعی، نسبت کشت مخلوط ذرت (Zea mays)- لوبیا (Phaseolus vulgaris) (کشت خالص ذرت و لوبیا، نسبت‌های 25 درصد لوبیا + 75 درصد ذرت، 50 درصد لوبیا + 50 درصد ذرت و 25 درصد ذرت + 75 درصد لوبیا) بود. بیشترین نسبت برابری زمین (LER) و ضریب ازدحام نسبی (RCC) در نسبت 25 درصد ذرت + 75 درصد لوبیا در شرایط تلقیح با باکتری به‎دست آمد، که نشانگر این است که تلقیح با باکتری، سبب افزایش عملکرد هر دو گونه گیاهی در مقایسه با شرایط عدم تلقیح شد. در شرایط تلقیح با باکتری، شاخص نسبت رقابت (CR) در تمام نسبت‌های کشت مخلوط، برای لوبیا بالاتر از یک و برای ذرت کمتر از یک بود. کمتر بودن این شاخص برای ذرت نسبت به لوبیا نشان می‌دهد که در این شرایط، ذرت در کشت مخلوط، توانایی رقابت کمتری نسبت به لوبیا داشت. در شرایط تلقیح با باکتری، شاخص قابلیت تهاجم برای لوبیا مثبت بود. مجموع ارزش نسبی (RVT) برای دو گونه گیاهی، در کلیه نسبت‌های کشت مخلوط، بالاتر از یک بود که نشان‌دهنده سودمندی اقتصادی کشت مخلوط نسبت به کشت خالص دو گونه بود. در مجموع، این نتایج نشان داد که کشت مخلوط لوبیا و ذرت تحت تلقیح با باکتری ریزوبیوم، می‌تواند راهکاری مناسب برای دسترسی به عملکرد مطلوب باشد.