تحلیلی دیگر از مادهی 22 قانون ثبت اسناد و املاک
نویسندگان
1 دادرس دادگستری مشهد
doi
10.22106/jlj.2010.11163چکیده
بسیاری از انواع دعاوی مطرح شده در دادگستری، مستقیم یا غیر مستقیم ناشی از معاملات مربوط به املاک است. با وجود اهمیت این دعاوی و به رغم تلاش مقنن برای رفع ابهامات، آنچه در رویهی قضایی مشاهده میشود، تعارض تصمیمها و نامعلوم بودن سرنوشت معاملات مربوط به این اموال است. در رویهی قضایی ایران، قابلیت پیشبینی دعاوی به طور نسبی، که از اوصاف نظام حقوقی توسعه یافته است، در دعاوی راجع به معاملات غیررسمی املاک، چندان جریان ندارد؛ فاصلهی رویکردهای حقوقی و قضایی نیز بسیار است؛ دادگاهی به بطلان میاندیشد و دادگاهی به صحت قرارداد عادی؛ در چنین وضعی جمع بین حقوق طرفین قرارداد و شخص ثالث، دشوار است. به باور ما مفهوم «غیر قابل استناد بودن قرارداد عادی» میتواند ضمانت اجرای متعادلی در روابط اشخاص باشد. امری که قرارداد را بین دو طرف مؤثر میداند، اما در رابطه با ثالث، نمیتوان ادعایی را مطرح کرد؛ مگر اینکه ثالث از قرارداد عادی آگاه باشد. نوشتار حاضر به بررسی این نهاد و انعکاس آن در رویهی قضایی میپردازد.