اندیشه سیاسی پس از پست مدرنیسم
نویسندگان
doi
چکیده
نظریه پردازان پست مدرنیسم معمولاً متهم می شوند , که فاقد هر گونه اصول سیاسی می باشند؛ و قادر به پیروی از هیچ عقیده سیاسی خاصی نیستند . به همین دلیل , اجازه رشد افکار غیر دموکراتیک را می دهند. از این رو، بسیاری از منتقدین آنها را هم دست تفکرات غیر دمکراتیک قلمداد می کنند. اغلب علت بوجودآمدن این وضعیت را به بی اعتنایی پست مدرنیسم به شالوده ها و نسبی گرایی افراطی اش نسبت می دهند. در مقاله حاضر هر دو فرضیه فوق رد می شود. استدلال نویسنده مقاله این است که, اولاً: ضدیّت فلسفی پستمدرنیستی با شالودهانگاری به لاادریگری سیاسی نمیانجامد و پستمدرنیستها در حیطه مسائل سیاسی افراد نسبیگرای مطلق نیستند. ثانیاً: نه تنها جانبداری پستمدرنیسم از دموکراسی غیرقابل انکار است, بلکه این طرز تفکر به تدریج مبانی لازم را برای استقرار یک فرهنگ مدنی جدید پدید میآورد. البته ریشههای این فرهنگ مدنی جدید را باید در مدرنیته جستجو کرد. از این لحاظ، پستمدرنیسم تداومبخش سنتهای دموکراتیک در تاریخ اندیشه سیاسی میباشد