بررسی تغییرات معنایی واژۀ «دولت» در زبان فارسی بر اساس نظریۀ پیشنمونه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبانشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران
2 استادیار دانشگاه پیام نور، تهران
3 استادیار دانشگاه پیام نور، تهران
4 دانشیار دانشگاه پیام نور، تهران
doi
چکیده
در این پژوهش، به تغییرات معنایی واژۀ «دولت» در تاریخ متون نثر فارسی، از سدۀ چهارم تا امروز، پرداخته شد. معانی مختلف این واژه، در 80 اثر منثور فارسی، به تفکیک سدۀ نگارش آثار، جستجو و استخراج شد. اگرچه معنای کلّی واژۀ «دولت» در ظاهر تغییر چندانی نکرده است، امّا این واژه، در متون فارسی بررسیشده به 21 معنای مختلف بهکار رفته است. تلاش شد، تغییر معانی واژۀ «دولت» در چارچوب نظریۀ پیشنمونه با رویکرد گیرارتز (1997) تبیین شود. نظریۀ پیشنمونه، تغییرات معنایی این واژه را در قالب سه فرضیه از فرضیات چهارگانۀ راجع به مشخّصههای پیشنمونگی، بهخوبی توضیح داد. در تأیید فرضیۀ (2)، مشخّص شد که مفاهیم خاصّی محور تغییرات هستند و تغییرات معنایی، در حاشیۀ خوشهها و در ارتباط با این مفاهیم کانونی روی میدهند، برخی مفاهیم، حاشیهای هستند و در مقایسه با معانی کانونی ناپایدارترند و برخی مفاهیم، همزمان در بیشاز یک خوشۀ مفهومی ریشه دارند. شواهدی به دست آمد که نشان میدهند، نوسان در مرزهای واژه میتواند باعث دو وقوع مستقل یک مفهوم در دو مقطع زمانی مختلف، یا پدیدۀ تعدّد مبادی معنایی شود. که این امر، مؤیّد فرضیۀ (3) است و در نهایت، اهمّیت اطّلاعات جهان خارج در تغییر مفهومی واژه نشان داده شد که فرضیۀ (4) گیرارتز را تأیید میکند.