فلسفه‌گرایی افلاطون و شریعت‌گرایی فارابی؛ انتخاب‌های دوگانه

نویسندگان

1 دانشگاه علوم پزشکی تهران

doi
چکیده

مقایسه دو تفکر یونانی و اسلامی، به ویژه دیدگاه ­ های افلاطون و فارابی، تا اندازه ­ ای، می ­ تواند عوامل فلسفه ­ گرایی تمدن غربی و شریعت ­ گرایی اسلامی را، علی ­ رغم تأکید مؤسسین این دو اندیشه بر جنبه ­ های مشترک بسیار نشان دهد. معرفت ­ شناسی و هستی ­ شناسی این دو متفکر، به برجسته شدن دانش، در آراء آنها ختم می ­ شود. دانش در بعد نظری در تفکر افلاطون به فلسفه، و در عرصه عمل، به قانون می ­ رسد. این قانون در دوره فرمانروایی فیلسوفشاه، قانون طبیعی است و پس از او، فیلسوف، قانون مکتوب خود را به جای می ­ گذارد، و در این راستا، قانون­گذارانی را نیز تربیت می ­ کند، اما در آراء فارابی، دانش در بعد نظری به فلسفه و آگاهی از شریعت معطوف می ­ شود و در عمل نیز به قانون ختم می ­ شود. قانون در زمان رئیس اول، ناموس آسمانی (شریعت) خواهد بود و در دوران پس از او، فقه، مبنای اداره امور قرار می ­ گیرد؛ و فقیه نیز، ظاهراً نیازی به فلسفه ندارد.