تکوین علم مدنی فارابی از منظر روش‌شناسی بنیادین

نویسندگان

1 هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی تهران

2 دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jstmt.2019.70420
چکیده

ابونصر فارابی، به‌عنوان موسس فلسفۀ اسلامی، در مواجهۀ با علوم یونانی، از جمله فلسفۀ سیاسی، سعی کرده است با تکیه بر آموزه‌های اسلامی، علوم یونانی را بازخوانی و متحول کند. محصول این بازخوانی و تحول، طرحِ علومی متناسب با فرهنگ اسلامی از جمله علم مدنی است. این مقاله تلاش می‌کند این فرایند بازخوانی و تحول را با استفاده از روش‌شناسی بنیادین توضیح دهد. روش‌شناسی بنیادین، در سه بخش، چگونگی «شکل‌گیری نظریات علمی» را تبیین کرده و توضیح می‌دهد. بخش اول، ابعاد منطقی و معرفتی نظریه، بخش دوم، ابعاد وجودی-اجتماعی نظریه و بخش سوم، تأثیر تعاملات بنیادین فرهنگی بر شکل‌گیری نظریه است. در بخش سوم، در الگوی مواجهۀ فعال با فرهنگ‌های دیگر، به بازخوانیِ عناصر فرهنگ «دیگر» بر اساس «عناصر بنیادین» فرهنگ «خود» اشاره می‌شود، برخی از عناصر فرهنگ غیر پذیرفته و برخی دیگر بازگردانده می‌شوند و در نهایت منجر به سازگاری عناصر فرهنگیِ بیگانه با فرهنگِ خودی می‌شود. در علم مدنی فارابی عناصر بنیادین فرهنگ اسلامی، توسط رسول و از طریق اتصال با عقل فعال (وحی) شکل می‌گیرد و بر اساس آن، علوم سیاسی یونانی بازخوانی می‌شوند.