چالش انعطافپذیری برنامه درسی آموزش الکترونیک دانشگاه پیام نور
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور
doi
10.22054/qric.2025.84340.403چکیده
انعطافپذیری در آموزش الکترونیکی یکی از مفاهیم مهم آموزشی است که با تغییر سبک آموزش در دوران همهگیری کووید-19 بیشتر مورد توجه قرار گرفت. تغییر ناگهانی روش تدریس از حضوری به آنلاین به بزرگترین چالش برای کیفیت آموزش تبدیل شد. در برنامه درسی آنلاین، انعطاف و تعامل مهم است. پژوهش حاضر با استفاده از روش کیفی رویکرد تفسیری پدیدارشناختی در سال 1402-1403 انجام شد. هدف این پژوهش، مطالعه چگونگی تفسیر دانشجویان از چالش انعطافپذیری برنامه درسی آموزش الکترونیکی دانشگاه پیام نور است. این مقاله نشان میدهد که چگونه پدیدارشناسی میتواند برای درک عبارات عینی تفکر انتقادی و برنامه درسی الکترونیکی استفاده شود. مشارکتکنندگان شامل 17 دانشجوی 19 تا 55 ساله دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد آموزش الکترونیکی رشتههای روانشناسی و علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور بودند. روش نمونهگیری، هدفمند و نظری بود. دادهها از طریق 50 مصاحبه عمیق و مصاحبه گروهی متمرکز آنلاین، گردآوری شد. اشباع نظری پس از 50 مصاحبه به دست آمد. در فرآیند تحلیل دادهها 6 مقوله اصلی شکل گرفت: «چالش انعطافپذیری استاد»، «فقدان انعطافپذیری منابع آموزشی»،«فقدان انعطافپذیری ارزشیابی الکترونیکی»، «فقدان انعطافپذیری برای دروس عملی»،«چالش تعامل دانشجو و استاد» و «چالش فناوری». در فرایند مصاحبه گروهی متمرکز و تحلیل دادهها، تجربه درک مشترک دانشجویان در مورد «چالش انعطافپذیری استاد»، «فقدان انعطافپذیری منابع آموزشی» و «چالش فناوری» بازنمایی شد. درحالی که نظریههای حوزه یادگیری الکترونیکی بر «انعطافپذیری» تاکید دارند، چالش دانشجویان دانشگاه پیام نور، انعطافناپذیری اساتید، منابع آموزشی و چالش فناوری است.