گفتگوی پایدار (اخلاقی) در برنامهریزی شهری بر اساس نظرگاه ایرانی-اسلامی (مولانا) و غربی (باختین)
نویسندگان
1 دانشکده شهرسازی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 گروه شهرسازی، دانشکده شهرسازی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jstmt.2018.242357.1135چکیده
از زمان مطرح شدن انقلاب مشارکتی در دهه 50 میلادی تاکنون، پژوهشگران و محققان مختلف، تلاشهای بسیاری در زمینه چگونگی تحقق مشارکت اجتماعی در برنامهریزیها در سطوح و مقیاسهای مختلف، انجام دادهاند. از سوی دیگر، با مطرح شدن موضوع پایداری در دهههای پیشین و آمیختگی آن با موضوع مشارکت اجتماعی، این تلاشها شدت گرفته است. در مقاله حاضر، ابتدا این مدعا که محوریترین موضوع در مشارکت اجتماعی، مفهوم گفتگو است، با استفاده از متون فکری و فلسفی مورد مداقه قرار گرفته است. سپس به منظور تدوین چارچوبی برای گفتگوی پایدار، به صورت توامان به اندیشه ایرانی- اسلامی و اندیشه غربی رجوع شده است. بر این مبنا، اندیشه مولانا به عنوان نماینده اندیشه ایرانی- اسلامی و میشاییل باختین به عنوان نماینده اندیشه غربی مورد بررسی قرار گرفته است. با استفاده از روش تحلیل محتوای تفسیری، مولفههای گفتگوی واقعی در اندیشه مولانا و باختین، از بخش نخست مثنوی معنوی مولانا و کتاب تخیل مکالمهای باختین، استخراج شده است. نتایج تحلیل نشان داد گفتگو صرفا انتقال پیام نیست بلکه تجربه دنیایی جدید و به طور عام تجربه «دیگری» است. همچنین مشخص شد، گفتگو منحصر به ماده کلامی نیست و پایداری آن وابسته به امتداد آن در ضمایر و به بیان دیگر، ارتقاء از سطح همزبانی به سطح همدلی است. در نهایت، چارچوب پیشنهادی گفتگوی پایدار (اخلاقی) به صورت فرایندی پیشنهادی برای کاربست در برنامه ریزی شهری، در روندی غیرخطی، ارائه گردید.