نقش فرهنگ در ساخت و گزینش استعارة مفهومی حجاب در گفتمان فرهنگی فارسی ازمنظر نظریة گفتمانی استعاره
نویسندگان
1 استادیار گروه زبانشناسی همگانی دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
2 کارشناسی ارشد زبان شناسی همگانی، گروه زبان شناسی همگانی، دانشکده ادبیات فارسی و زبان های خارجی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
doi
10.22126/jlw.2017.1195چکیده
استعارههای مفهومی بازتاب بینش شناختی و نظام فکری فرهنگ معیّنی هستند؛ بهعبارت دیگر، مفهومسازی استعاری واژه براساس پیشزمینههای فرهنگی صورت میگیرد. ازمنظر نظریة گفتمانی استعاره، بهمنظور بررسی استعارهها و تبیین آنها در گفتمان باید زبانشناسی شناختی با تحلیل پیکرهای و کاربردشناسی تلفیق شود. این کار با مطالعة متنهایی که استعارهها در آنها اتّفاق میافتند و یافتن شواهد و دلایلی که نویسندگان این متنها در استفاده از این استعارهها ارائه میدهند، امکانپذیر است. در پژوهش حاضر، کتابهای حجاب از دیدگاه قرآن و سنّت، حجاب و نقش آن در سلامت روان، حجاب: مسئولیتها و اختیارات دولت اسلامی و راههای تقویت فرهنگ حجاب انتخاب شدند. بهمنظور بررسی نقش فرهنگ در ساخت و گزینش استعارههای مفهومی، هفتاد مورد استعارههای مفهومی مربوط به واژة «حجاب» از این متون فرهنگی فارسی استخراج شد. بررسی دادههای پژوهش نشان داد که حوزة «گیاه»، پربسامدترین حوزة مبدأ استعارههای مفهومی «حجاب» در گفتمان فرهنگی فارسی است. تحلیل دادههای پژوهش، بیانگر نقش اساسی مذهب - یکی از ابعاد فرهنگ - در تولید این استعارهها و انتخاب آنها است؛ بهعبارت دیگر، جهانبینی اسلامی و آموزههای دینی (قرآن و احادیث) انگیزة کاربرد این استعارهها ازسوی نویسندة متن است.