سنخشناسی الگوهای اقتدار معلمان و تحلیل کیفی نسبت آن با عملکرد تحصیلی دانشآموزان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جامعه شناسی دانشگاه خوارزمی
2 دانشجوی دکتری جامعه شناسی دانشگاه گیلان
3 عضو هئیت علمی دانشگاه پیام نور
doi
10.22054/qric.2025.76826.375چکیده
هدف پژوهش حاضر شناسایی الگوهای مختلف اقتدار معلمان و تحلیل کیفی نسبت آن با عملکرد (کمی-کیفی) تحصیلی دانشآموزان است. پژوهش با روش کیفی –گراندد تئوری یا روش نظریه بنیادی- با کاربست روش نمونهگیری هدفمند و نظری و با استفاده از تکنیک مصاحبه نیمهساختاریافته با 32 دانش-آموزان پسر مقطع متوسطه دوره اول، (هفتم و هشتم) انجام گرفتهاست. تحلیل دادهها با رویکرد «استراوس و کوربین» و با استفاده از سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت و 206 مفهوم، 45 مقوله و 14 مقوله محوری شناسایی شدند. یافتهها و مدل پارادایمی پژوهش نشان میدهد شرایط علی به-وجود آمدن الگوهای اقتدار معلمان عبارتند از: «نحوه تدریس معلم»، «شیوه ارتباط و تعامل معلم با دانش-آموزان»، «اخلاقمندی معلم» و «نحوه کنترل کلاس». زمینه شکلگیری پدیده، «بستر خانواده» و «فضای حاکم بر مدرسه» بود. «گروه دوستان»، «رفتارهای غیرکلامی معلم» و «احساس کلی دانشآموزان نسبت به معلم» از جمله مقولات بدست آمده بودند که بر پدیده اثر (مداخلهگر) میگذاشتند. دانشآموزان دو نوع راهبرد «پذیرش» و «مقاومت» را در مقابل رفتار و کنشهای معلمان، اتخاذ کرده بودند. «ارزشیابی کمی»، «اشتیاق یا عدم اشتیاق به درس و کلاس» و «تداوم یادگیری» از مقولات پیامدی پژوهش به شمار میروند و در نهایت، مقوله هسته تحقیق با عنوان «الگوهای اقتدار معلمان» با سه نوع «الگوی استبدادی، رسمی و دموکراتیک» شناسایی شد. نتیجه: الگوی اقتدار دموکراتیک معلمان میتواند عملکرد کمی و کیفی مطلوبی برای دانشآموزان به ارمغان بیاورد.