بررسی و مقایسة ساختواژههای مرکّب پربسامد در زبان فارسی براساس دو الگوی صرفی واژهبنیاد و تکواژبنیاد
نویسندگان
1 گروه زبان شناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 استادیار گروه آموزش مترجمی زبان انگلیسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.
3 استادیار، گروه زبانشناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
4 استاد گروه زبانشناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22126/jlw.2016.1271چکیده
صرف تکواژبنیاد و واژهبنیاد همواره مورد توجّه پژوهشگران حوزة صرف بوده است. پژوهشگرانی مانند سلکرک (1982) و لیبر (1992) به صرف تکواژبنیاد و پژوهشگرانی همچون آرونف (1976) و باکنر (1993) به صرف واژهبنیاد پرداختهاند. دو محور جانشینی و همنشینی بهترتیب برای ساختواژه در رویکرد واژهبنیاد و تکواژبنیاد مطرح بوده است. براساس گفتة آرونف، در رویکرد واژهبنیاد، واژة جدیدی با اعمال قاعده به واژة موجود منفرد ساخته میشود و درنتیجه هر دو نوع این واژهها از اعضای طبقۀ واژگانی اصلی هستند. تکواژها در رویکرد تکواژبنیاد، نقش مهمّی در شکلگیری واژهها دارند. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی ساختار واژههای پربسامد مرکّب زبان فارسی براساس نظریة واژهبنیاد آرونف (1976) و تکواژبنیاد لیبر (1992) است. برای این منظور 1000 واژۀ نخست از واژههای پربسامد مرکّب زبان فارسی از پایگاه دادههای زبان فارسی استخراج و پس از آن ساخت هر واژه، براساس هر دو رویکرد بررسی و مقایسه شد. یافتههای پژوهش نشان داد که ساخت 68/83% از واژههای مرکّب مورد بررسی با هر دو رویکرد و 32/16% از واژهها تنها با رویکرد واژهبنیاد قابل تبیین است؛ این در حالی است که در دادههای مورد بررسی، حتّی یک واژة مرکّب یافت نشد که تنها با رویکرد تکواژبنیاد قابل تبیین باشد.