بررسی خوانش پست مدرنیسم از تحولات دانش با تاکید بر دیدگاه فوکو و الزامات آن برای عناصر برنامه درسی
نویسندگان
1 دانشیار گروه مطالعات برنامه درسی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی
2 دانشجوی دکتری گروه فلسفه تعلیم و تربیت دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی
3 دانشیار گروه فلسفه تعلیم و تربیت دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی
4 دانشیار گروه فلسفه تعلیم و تربیت دانشکده علوم انسانی دانشگاه شاهد
doi
10.22054/qric.2024.60169.320چکیده
چکیدهپژوهش حاضر باهدف پاسخ به این سؤال که نگرش نسبت به دانش چه الزاماتی را برای عناصر برنامه درسی به دنبال خواهد داشت؛ به بررسی تحولات دانش از دیدگاه پستمدرنیسم با تأکید بر دیدگاه فوکو پرداخته است. این پژوهش دارای رویکرد کیفی است که با روش مرور نظاممند صورت پذیرفت. محیط پژوهش (جامعه آماری) تمام تألیفات و مقالات مربوط به پستمدرنیسم، فوکو و برنامه درسی بود که با نمونه گبری هدفمند و با کلمات کلیدی فارسی و انگلیسی از سال 1383 تا 1400 انتخاب شد. یافتهها: نشان دادهاند که در دیدگاه پستمدرنیسمی فوکو، آنچه در دوران مدرن هست نه پیشرفت است و نه نشانی از پیدایش پیوندی میان دانش و آزادی بدانسان که پیشروان و نمایندگان روشنگری چشم داشتهاند؛ بلکه پیوند روزافزون دانش و سلطه است. بهزعم فوکو، هیچ رابطهی قدرتی بدون تشکیل حوزهای از دانش متصور نیست و هیچدانشی هم نیست که متضمن روابط قدرت نباشد از دیدگاه فوکو، این خوانش درزمینه عناصر برنامه درسی منتج به نتایجی از قبیل توجه به تعلیم و تربیت انتقادی و متکثر، درنظرگرفتن آموزش همگانی بهعنوان بسط فناوری انضباطی، توجه به برنامه درسی بهعنوان یک جریان سیاسی در مقابل یک فعالیت خنثی و توجه به مکانیسمهایی از قبیل نظارت، ردیابی و کمی سازی در تعلیم و تربیت خواهد شد. همچنین. الزامات این نگاه به دانش برای عناصر برنامه درسی، دربرگیرنده مواردی از قبیل توجه به آموزشوپرورش انتقادی، تردید در پذیرش محتوای آموزشی بهعنوان غیر تاریخی، خنثی، جدا از ارزش و قدرت، توجه به تکثر و عدم تمرکز در آموزشوپرورش خواهد شد.